یعنی چه
واژه «لفح» در لغت به معنای اصابت و سوزاندن حرارت آتش، لهیب یا گرمای شدید آفتاب و باد داغ به پوست و صورت است. همچنین به وزش باد بسیار داغ و سوزان (باد سموم) نیز لفح میگویند. در کاربردهای فرعی و قدیمی، به ضربه خفیف و سبک با شمشیر نیز اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت لَفْح (فتحه روی لام، سکون روی فاء و حاء) تلفظ میشود و یک مصدر ثلاثی مجرد در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «لفح» به عنوان پاسخ برای پرسشهایی نظیر «باد داغ»، «سوزاندن آتش» یا «گرمای سوزان» به کار میرود و دقیقاً یک کلمه ۳ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال حس سوزانندگی شدید و وزش بادهای جهنمی یا داغ، از این واژهها در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه این کلمه عربی است، کلماتی مانند حر لافح برای گرمای طاقتفرسا و سموم برای بادهای داغ بیابانی به عنوان معادلهای بسیار نزدیک آن شناخته میشوند.
به فارسی
در زبان فارسی معادلهای دقیقی چون «باد سام»، «باد داغ»، «سوزش» و «آتشزدگی» برای این واژه در متون کهن و ادبی به کار رفته است.
در قرآن
این واژه تنها یکبار در قرآن کریم در آیه «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِیهَا کَالِحُونَ» (آتش چهرههایشان را میسوزاند و در آنجا زشتمنظرند) برای توصیف برخورد شدید و زبانه کشیدن آتش جهنم بر صورت دوزخیان به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات، تفاسیر و متون کهن، «لفح» نماد و استعارهای از رنج روحی و جسمی شدید، عذاب غیرقابل تحمل، خشم سوزان و آزمایشهای سخت و طاقتفرسای زندگی است که آرامش انسان را میسوزاند.
جمعبندی و توضیح کامل لفح
واژه «لفح» یک وامواژه اصالتاً عربی در زبان فارسی است که ریشه در مفهوم برخورد شدید گرما، لهیب آتش یا آفتاب بر سطح بدن دارد. این کلمه به طور ویژه برای توصیف وزش بادهای بسیار داغ بیابانی (سموم) و آسیب ناشی از حرارت بالا به صورت و پوست به کار میرود و در ساختار جدولهای کلمات متقاطع یک پاسخ ۳ حرفی دقیق است.
در تقابل معنایی، اصمعی نقل میکند که «اللَّفْحُ لِکُلِّ حَرٍّ وَ النَّفْحُ لِکُلِّ بارِدٍ»؛ به این معنا که لفح برای وزش و اصابت هر چیز داغ و نفح برای وزش نسیم خنک و ملایم است. این کلمه با فراوانی یکبار در قرآن مجید، تصویری به شدت تکاندهنده و ملموس از عذاب دوزخ و زبانه کشیدن آتش بر چهره گناهکاران را ترسیم میکند و در ادبیات نیز نمادی از سختی، خشم و رنجهای طاقتفرساست.