یعنی چه
در آیین و رسوم ایران باستان و زرتشتیان، به آیین خواندن دعا، زند و پازند (بخشهایی از اوستا) به مدت سه شبانهروز بر سر دخمه یا آرامگاه فرد درگذشته «ترس استودان» میگفتند. این رسم به این دلیل انجام میشد که بازماندگان معتقد بودند روح پس از جدا شدن از بدن، تا سه روز دچار بیم و هراس شدید است و این دعاها برای آرامش و ایمنی روح خوانده میشد.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «تَرس» (بیم و خوف) و «اَستودان» (استخواندان/گوردخمه) تشکیل شده است و به صورت اضافهٔ بیانی یا تخصیصی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح زرتشتی که به معنی دعاخوانی بر سر دخمه میت است، دقیقاً «ترس استودان» با ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
این اصطلاح در انگلیسی معادل دقیقی به صورت یک واژه ندارد و به صورت توصیفی یا با اشاره به معنای تحتاللفظی آن ترجمه میشود.
به فارسی
معادلهای واژگانی و روان فارسی آن شامل دعاخوانی برای میت، هراسِ استخواندان، و رسم آرامش روان درگذشته در سه روز نخست پس از مرگ است.
در قرآن
عبارت «ترس استودان» یک اصطلاح کاملاً آیینی متعلق به فرهنگ ایران باستان و دین زرتشتی است؛ بنابراین در متن قرآن کریم وجود ندارد، هرچند واژههای عام مانند خوف و خشیه برای مفهوم ترس در قرآن کریم مکرراً استفاده شدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ اساطیری و باورهای ایران باستان، این اصطلاح و رسم نمادی از همبستگی بازماندگان با روح درگذشته، تلاش برای ابراز امید به آرامش روان، و غلبه بر اضطراب وجودی و هراسِ ناشی از مواجهه با مرگ و دنیای پس از آن است.
جمعبندی و توضیح کامل ترس استودان
واژهٔ مرکب «ترس استودان» یک اصطلاح خاص و کهن در فرهنگ و آیین زرتشتیان ایران باستان است. این عبارت پدید آمده از دو جزء «ترس» به معنای بیم و خوف، و «استودان» به معنای استخواندان یا همان گوردخمههای باستانی است. بر اساس باورهای اساطیری متون پهلوی مانند بندهش، روح انسان پس از مرگ و جدایی از کالبد خاکی، تا سه شبانهروز در حالت بیم و هراس شدید به سر میبرد و پیرامون جسم و محل دفن خود سرگردان است.
برای یاری رساندن به روح و بخشیدن آرامش و ایمنی به آن، بازماندگان رسمی را برگزار میکردند که به آن ترس استودان میگفتند. در این آیین، موبدان و نزدیکان متوفی به مدت سه شبانهروز مداوم بر سر دخمه یا آرامگاه او حاضر میشدند و به زمزمه و قرائت بخشهایی از اوستا، زند و پازند میپرداختند. هدف از این نسکخوانی، دور کردن نیروهای اهریمنی و کاهش وحشتِ تنهایی روح در مواجهه با جهان پس از مرگ بود.
امروزه این اصطلاح بیشتر در دایرهٔ المعارفهای تاریخی، فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا و برهان قاطع، و همچنین به عنوان یک سوال طراحان در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد و گویای عمق باورهای ایرانیان باستان به سیر تکاملی روان پس از مرگ است.