یعنی چه
آزموده صفت مفعولی از مصدر «آزمودن» است. این واژه به فرد یا چیزی اطلاق میشود که مورد امتحان و سنجش قرار گرفته و مهارت، کیفیت یا اصالت آن ثابت شده باشد؛ به عبارت دیگر، کسی که دارای تجربه و پختگی در کارهاست.
مترادف
واژههای هممعنی آزموده بر مفاهیمی چون داشتن مهارت عملی، پختگی و عبور از مراحل ابتدایی یک تخصص یا کار دلالت دارند.
متضاد
کلماتی که در نقطه مقابل آزموده قرار میگیرند، نشاندهنده نبود تجربه کافی، آغاز راه بودن یا امتحاننشدن یک شخص یا شیء هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه فارسی میانه و باستانی مرتبط با سنجش، امتحان کردن و معیار قرار دادن مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «آزموده» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «با تجربه»، «امتحان شده» یا «کاردیده» کاربرد دارد که دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از واژه Experienced برای افراد باسابقه و از Tested یا Proven برای اشیا و روشهای امتحانپسداده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «مُجَرَّب» دقیقترین معادل برای شخص یا چیزی است که با گذشت زمان و آزمونهای متعدد به پختگی و اثبات رسیده است.
جمعبندی و توضیح کامل آزموده
واژه «آزموده» یکی از اصیلترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) دارد و از مصدر «آزمودن» به معنای سنجش و امتحان کردن ساخته شده است. این کلمه در ساختار دستوری صفت مفعولی است و دلالت بر شخص یا شیئی دارد که مراحل سختِ آزمایش را با موفقیت پشت سر گذاشته و اصالت، کیفیت یا مهارت آن برای همگان محرز شده است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، آزموده مظهر عقلانیت، پختگی و بینیازی از تکرار خطاهای گذشته است. ضربالمثل معروف «آزموده را آزمودن خطاست» از شیخ اجل سعدی، به خوبی نشان میدهد که وقتی فرد یا روشی کارایی و اعتبار خود را در بوته آزمایش نشان داده است، شک مجدد به آن دور از تدبیر و عقل سلیم است.
این واژه گرچه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم مترادف آن مانند ابتلاء، فتنه و امتحان (نظیر واژه الممتخنات) به وفور در فرهنگ اسلامی و قرآنی دیده میشود که همگی بر اهمیت سنجش انسانها در مسیر تکامل تأکید دارند.