معنی
واژهٔ رخصت در زبان فارسی به معنای دستوری است که به کسی داده میشود تا بتواند کاری را آغاز کند یا انجام دهد. این واژه بیشتر در موقعیتهایی به کار میرود که فرد برای رعایت ادب و احترام، از شخص بزرگتر یا صاحباختیاری کسب اجازه میکند.
یعنی چه
عبارت «رخصت» یعنی اینکه فرد پیش از اقدام به هر کاری، موافقت و رضایت شخص مسئول یا بزرگتر را جلب کند. در فرهنگ عامه و بهویژه در ورزشهای سنتی مانند زورخانه، این واژه نشاندهندهٔ فروتنی و احترام به پیشکسوتان است.
مترادف
کلماتی مانند اجازه، اذن و پروانه نزدیکترین معنا را به رخصت دارند و میتوان آنها را در جملات به جای یکدیگر استفاده کرد.
متضاد
واژههایی که مفهوم جلوگیری از انجام کار یا عدم اجازه را میرسانند، به عنوان متضاد این کلمه شناخته میشوند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ اصلی سهحرفی ساخته شدهاند و مفاهیمی مرتبط با آزاد شدن، اجازه یافتن یا ترخیص را در خود دارند.
ریشه
رخصت از ریشهٔ عربی «ر - خ - ص» گرفته شده است که در اصل به معنای ارزانی، سهولت و آسان گرفتن است و در اصطلاح به معنای دادنِ تسهیلات و اجازه برای انجام کار به کار میرود.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف اول (ر) و سکون روی حرف دوم (خ) و فتحة روی حرف سوم (ص) به صورت «رُخْصَت» انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر پرسش با تعداد حروف مشخص مطرح شود، واژهٔ رخصت به عنوان یک پاسخ دقیق ۴ حرفی شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، رایجترین معادل برای رخصت واژهٔ Permission است.
به عربی
در زبان عربی این واژه به صورت «رُخصة» به کار میرود که در معنای امروزی بیشتر برای گواهینامهها و مجوزهای رسمی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و اصیل فارسی که میتوانند به جای رخصت بنشینند شامل واژههای «پروانه» و «دستوری» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل رخصت
واژهٔ «رخصت» یکی از کلمات پرکاربرد و اصیل در فرهنگ تعارفی و پهلوانی ایران است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در زبان فارسی معنایی آمیخته با ادب، فروتنی و احترام به خود گرفته است. اصطلاح «رخصت گرفتن» یا «رخصت طلبیدن» نشاندهندهٔ پاسداشت جایگاه پیشکسوتان و بزرگترها پیش از آغاز یک کار، مسابقه یا سخنرانی است.
از نظر ساختاری، این واژه چهار حرف دارد و همخانوادههای آن مانند مرخصی و ترخیص نیز کاربرد زیادی در گفتوگوهای روزمره و اداری دارند. آشنایی با این کلمه و جایگزینهای فارسی آن مانند پروانه و دستوری، به غنای کلامی و درک بهتر متون کهن و معاصر کمک میکند.