یعنی چه
واژه شحیم صوتی توصیفی برای فرد یا حیوانی است که چربی بدن او زیاد باشد و در متون کهن به عنوان صفت برای اشخاص تنومند و پرگوشت به کار رفته است.
تلفظ
این واژه به فتح شین و کسر حاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فربه و چاق» یا «دارای چربی زیاد» میتوان از کلمه چهار حرفی شحیم استفاده کرد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که به توده چربی بالا و تنومندی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه است، کلماتی مانند سمین و بدین هممعنی دقیق آن هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این کلمه شامل فربه و پروار هستند که برای توصیف جثه چاق استفاده میشوند.
در قرآن
خود واژه شحیم در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «شحم» به صورت جمع در قالب واژه «شُحُوم» (به معنی پیه و چربیها) یکبار در آیه ۱۴۶ سوره انعام به کار رفته است.
نماد چیست
این واژه بار معنایی خنثی تا توصیفی دارد و در ادبیات به عنوان یک صفت مادی برای نشان دادن چاقی، سنگینی جثه یا در برخی بافتها کنایه از رفاه به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شحیم
واژه «شحیم» یک صفت مشتق از زبان عربی و از ریشه ثلاثی «ش ح م» (به معنی پیه و چربی) است که وارد زبان فارسی شده و در متون کهن ادبی به کار رفته است. این کلمه به معنای چاق، فربه و کسی است که چربی بدن او زیاد باشد. در زبان عربی و گاهی در ترکیبهای فارسی و اردو، این واژه همراه با کلمه لحیم به صورت «لحیم و شحیم» برای توصیف افراد بسیار تنومند و تنخواه استفاده میشود.
از نظر ساختاری، این واژه دارای ۴ حرف است و در واژهنامههای مرجع مانند دهخدا و معین به عنوان مترادف کلماتی چون سمین و پروار ذکر شده است. اگرچه خود واژه شحیم به طور مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما شکل جمع ریشه آن یعنی «شحوم» در سوره انعام برای اشاره به چربی گاو و گوسفند به کار رفته است.
در مجموع، شحیم یک واژه کاملاً توصیفی و ظاهری است که فاقد هرگونه نمادپردازی پیچیده فرهنگی یا اسطورهای در ادبیات فارسی بوده و صرفاً توده بدنی و چربی فراوان را در انسان یا حیوان بازگو میکند.