یعنی چه
این اصطلاح به معنی از کار انداختن موقت حواس، آگاهی و مشاعر یک فرد است که معمولاً به وسیله داروهای بیهوشی در پزشکی یا بر اثر عوامل طبیعی و ضربه رخ میدهد.
تلفظ
تلفظ دقیق این مصدر مرکب به صورت «بیهوش گردانیدن» است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند بیهوش گردانیدن، مدهوش ساختن و اغماء کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای مصارف پزشکی از واژه anesthetize و برای حالتهای عمومی از اصطلاحات اصابت و از دست رفتن هوشیاری استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی فعل Bayıltmak رایجترین واژه برای معنای از هوش بردن است.
به فارسی
واژگان هممعنی و برگردانهای دقیق فارسی آن شامل مدهوش کردن، بیحس ساختن، غش دادن و از خود بیخود کردن است.
نماد چیست
این عبارت در متون کهن مذهبی و ادبی نماد از دست رفتن هوشیاری در اثر تجلی امور غیبی (مانند بیهوش شدن حضرت موسی در کوه طور) یا شدت عشق و ترس است. در علوم امروزی نماد کنترل کامل بر سیستم عصبی و تسکین درد است.
جمعبندی و توضیح کامل بیهوش گردانیدن
عبارت «بیهوش گردانیدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «بی»، اسم «هوش» (برگرفته از ریشه اوستایی اوشی به معنی درک و حس) و فعل سببی «گردانیدن» تشکیل شده است. این اصطلاح به طور دقیق به معنای ایجاد حالت فقدان آگاهی، ادراک و حس در یک شخص است که فرآیندی گذرا و موقتی قلمداد میشود.
در کاربردهای نوین و علمی، این واژه معادل بیهوشی پزشکی و استفاده از تخدیر برای جراحی است. در حالی که در ادبیات کلاسیک فارسی، مفهوم بیهوش گردانیدن یا مدهوش ساختن بیشتر به جنبههای روحی، غلبه حسی و از خود بیخود شدن در اثر مواجهه با پدیدههای عظیم یا عشق افراطی اشاره دارد.