یعنی چه
اصطلاح عامیانه و کنایهای «بخور و نمیر» به مقدار درآمد، غذا یا روزی بسیار اندکی اشاره دارد که تنها برای زنده ماندن و جلوگیری از مرگ ناشی از گرسنگی کفایت میکند. این واژه کنایه از وضعیت اقتصادی ضعیف، حقوق کم یا زندگی دستبهدهن است که فرد در آن هیچگونه رفاه یا پساندازی ندارد.
تلفظ
این اصطلاح در زبان فارسی به صورت «بُخور و نَمِیر» تلفظ میشود که ترکیبی از فعل امر «بخور» و فعل نهی «نمیر» همراه با واو عطف است.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این کلمه با توجه به تعداد حروف، خودِ «بخور و نمیر» (۹ حرف) است. از دیگر طراحان جدول ممکن است واژههای هممعنی مانند «قوت لایموت»، «سد جوع» یا «کفاف» را مد نظر داشته باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاح کنایی Hand-to-mouth برای نشان دادن وضعیت زندگی اقتصادی مشابه استفاده میشود. همچنین واژه Subsistence به معنای حداقل معیشت برای زنده ماندن است.
به عربی
نزدیکترین و دقیقترین معادلهای سنتی و معاصر این اصطلاح در زبان عربی ترکیبات «قوت لایموت»، «کفاف» یا «عیش بالکاد» (زندگی به سختی) هستند که دقیقاً همین مفهوم کنایی را منتقل میکنند.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، برای اشاره به این مفهوم از واژهها و عبارات مترادفی همچون «قوت لایموت»، «بخور و بمیر»، «روزی ناچیز»، «پشیز» و «سد جوع» استفاده میشود. متضادهای آن نیز واژههایی مانند «شاهانه»، «مرفه»، «وفور نعمت» و «اعیانی» هستند.
در قرآن
اصطلاح عامیانه «بخور و نمیر» به صورت مستقیم و با این الفاظ در آیات قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفهوم روزی به اندازه نیاز حیاتی و حداقل بقا در متون و ادعیه اسلامی با واژههایی نظیر «کفاف» مورد اشاره قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بخور و نمیر
اصطلاح عامیانه و کنایهای «بخور و نمیر» صفت مرکب اتباعی است که از ترکیب دو فعل امری و نهی («بخور» + «نمیر») ساخته شده است. این عبارت در فرهنگ عامه مردم نمادی از فقر توأم با آبروداری، قناعت اجباری و حداقلترین سطح ممکن برای بقا و گذران معیشت است.
از نظر ساختار زبانی، این کلمه به دلیل ماهیت مرکب و عامیانهاش فاقد همخانواده اشتقاقی واحد در ریشههای اسمی است، اما اجزای سازنده آن با واژههایی نظیر خوردن، خوراک، مرگ و نامیر قرابت دارند. در بافت ادبی و رسمی نیز اصطلاح «قوت لایموت» نزدیکترین جایگزین برای آن به شمار میرود.