یعنی چه
این عبارت در متون کهن به معنی به حرکت درآوردن اسب، تحریک کردن آن با مهمیز یا تازیانه برای شتاب گرفتن، و روانه کردن حیوان به سوی میدان جنگ یا مقصدی خاص است. در مفهوم کنایی نیز به معنی با سرعت عازم کاری شدن یا شور و غوغا به پا کردن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [اَ بْ بَ اَ گـیـخْـتَـنْ] است که از دو واژهٔ «اسب» و مصدر «برانگیختن» تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، پاسخ این معما خود عبارت «اسب بر انگیختن» است که دقیقاً ۱۲ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به اسب تاختن یا مهمیز کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عبارات اصطلاحی مربوط به شتاب دادن به اسب استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که به معنی تحریک، تهییج و به حرکت درآوردن شتابان اسب هستند به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلهای روان و سره این عبارت در زبان فارسی شامل واژگانی چون اسب تاختن، هی کردن اسب، مهمیز زدن، اسب افکندن و راندن است که همگی مفهوم شتاب بخشیدن به حرکت مرکب را میرسانند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات حماسی ایران، اسب برانگیختن نمادی از شجاعت، عزم راسخ، دلیری، غلبه بر سکون و آغاز یک نبرد یا اقدام بزرگ است. این تعبیر به کرات در شاهنامه فردوسی برای نشان دادن آمادگی پهلوانان برای کارزار استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل اسب بر انگیختن
عبارت «اسب برانگیختن» یک مصدر مرکب کهن و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو واژه «اسب» (با ریشه پهلوی asp) و «برانگیختن» (به معنی تحریک کردن و به حرکت درآوردن) ساخته شده است. این اصطلاح بیش از هر چیز در ادبیات حماسی و شاهنامه فردوسی کاربرد داشته و به معنای تاختن، مهمیز کردن و روانه ساختن اسب با سرعت بالا به سوی میدان جنگ یا مقصدی مشخص است.
اگرچه این عبارت به طور مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما از نظر مفهومِ «برانگیختن اسب در میدان جنگ و بلند کردن گرد و خاک»، شباهت معنایی بسیار نزدیکی با آیات ابتدایی سوره عادیات دارد. در جدول کلمات، این عبارت دقیقاً ۱۲ حرف دارد و به عنوان یک اصطلاح ادبی شناخته میشود.
در نگاه کنایی و نمادین، اسب برانگیختن نشاندهنده آمادگی کامل برای رزم، سرعت عمل، دلیری و غلبه بر سستی است. شاعران کلاسیک از این تصویرسازی برای بخشیدن پویایی و شور به صحنههای نبرد و توصیف حرکات شجاعانه پهلوانان بهره میگرفتهاند.