یعنی چه
این اصطلاح به معنای استمرار داشتن، طولانی شدن و ماندگار شدن یک وضعیت، شیء یا مفهوم در گذر زمان است؛ به طوری که در برابر زوال، انقطاع و از بین رفتن مقاومت کند و همیشگی شود.
تلفظ
تلفظ دقیق این مصدر مرکب به صورت «دَ وامْ یافْ تَن» است که در آوانگاری بینالمللی به شکل [davām yāftan] نشان داده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «دوام یافتن» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی چون «پایدار شدن» یا «ادامه پیدا کردن» کاربرد دارد. کلمات هممعنی دیگر نیز با تعداد حروف متفاوت ذکر شدهاند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم دوام یافتن و بقا در طول زمان، بسته به بافت متن از افعالی نظیر endure، persist و last استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که از ریشه «د و م» و «م ر ر» مشتق شدهاند، دقیقترین معادلها برای مفهوم فارسی دوام یافتن هستند.
به فارسی
واژهها و عبارتهای اصیل فارسی مانند ماندگار شدن، پا گرفتن، پایدار شدن و پایداری کردن به عنوان برگردانها و معادلهای روان این ترکیب در متون مختلف به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل دوام یافتن
عبارت «دوام یافتن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «دوام» (از ریشه د و م به معنی ثبات و استمرار) و فعل فارسی «یافتن» ساخته شده است. این اصطلاح تجسمی از مفهوم مقاومت در برابر گذر زمان، زوال و نابودی است و در ادبیات و گفتگوهای روزمره برای توصیف حالات، اشیاء یا جریانهایی به کار میرود که پایداری و بقای خود را حفظ میکنند.
در فرهنگهای واژگان معتبر نظیر دهخدا، معین و عمید، مترادفهایی همچون استمرار داشتن، ثبات یافتن و طولانی شدن برای آن ذکر شده و متضادهای آن واژگانی چون زوال یافتن، فانی شدن و منقطع شدن هستند. نمادهای طبیعی و فرهنگی مانند درخت سرو، کوه استوار یا نشانه ریاضی بینهایت نیز از جهت معنایی با این مفهوم گره خوردهاند.