یعنی چه
این اصطلاح در دو معنای عمده به کار میرود؛ یکی معنای لغوی به معنی پاره کردن یا از تن درآوردن جامهٔ بلند (قبا) از شدت شوق، اندوه یا جنون عاشقانه، و دیگری معنای کنایی به معنی آماده و مهیا شدن برای کاری یا جلوهگری و شکوفا شدن گل.
تلفظ
واژهٔ «قبا» با فتح قاف و بای کشیده، و «کندن» با فتح کاف و سکون نون و دال تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کنایه از آماده شدن یا جامه دریدن از شوق به صورت یک عبارت ۷ حرفی معادل «قبا کندن» است.
به عربی
با توجه به بافت متن، معادلهای عربی آن شامل خلع لباس یا آمادگی مفرط است.
به فارسی
برگردانهای روان فارسی این تعبیر شامل جامه از تن برکندن، از خود بیخود شدن، مهیا شدن و شکوفا شدن است.
در قرآن
اصطلاح «قبا کندن» یا خود واژهٔ قبا به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده است، هرچند مفهوم مشابه دریدن جامه در غصه (مانند داستان حضرت یوسف) وجود دارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و صوفیانه، نماد غلبهٔ شور درونی بر نظم اجتماعی و مصلحتاندیشی است. همچنین در طبیعت، نمادِ شکوفایی مقتدرانه گل و جلوهگری زیباییهای پنهان است.
جمعبندی و توضیح کامل قبا کندن
اصطلاح «قبا کندن» یک تعبیر و کنایهٔ کهن در زبان و ادبیات فارسی است که ریشههای عمیقی در فرهنگ عرفانی و اشعار کلاسیک دارد. این واژه از یک سو در معنای ملموسِ کندن و چاک کردن جامه از شدت غلیان احساسات، عشق، اندوه یا جنون صوفیانه به کار میرفته و از سوی دیگر، کنایهای لطیف از آمادگی کامل برای عمل و یا به جلوه درآمدن و شکوفا شدن گل بوده است.
واژهٔ قبا خود ریشه در زبانهای ایرانی باستان (پهلوی کباه) دارد که به عربی نیز وام داده شده است. ترکیب آن با فعل کندن، مصدری مرکب ساخته که بازتابدهندهٔ حالات روحی شدید و دگرگونیهای درونی انسان یا تحولات طبیعت است و در اشعار بزرگانی چون خواجه آصفی به زیبایی تصویر شده است.