یعنی چه
این کلمه فعل مضارع اخباری، سوم شخص مفرد از مصدر «دوختن» و بن مضارع «دوز» است. معنای اصلی آن به هم وصل کردن، بخیه زدن و رفو کردن پارچه، لباس یا موارد مشابه است. در معنای کنایی و ادبی نیز به ثابت نگاه داشتن چشم یا تمرکز شدید بر یک نقطه (مانند چشم میدوزد) اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [میدوزَد] با ضمه روی حرف «د» و فتحه روی حرف «ز» است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «خیاطی میکند» یا «وصله میزند» به کار میرود و دقیقاً دارای ۶ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این فعل در زمان حال ساده از واژه Sews و در زمان حال استمراری از Is sewing استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این فعل از مصدر «خياطة» گرفته میشود و برای سوم شخص مفرد مضارع عبارت يَخِيطُ به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، فعل حال استمراری برای این مفهوم Dikiyor (از مصدر Dikmek) است.
به فارسی
معادلهای دقیق این فعل در زبان فارسی شامل واژههایی چون بخیه میزند، وصله میکند، رفو میکند و در لایه معنایی کنایی، خیره میشود است.
جمعبندی و توضیح کامل می دوزد
واژهٔ «میدوزد» یک فعل مضارع اخباری اصیل در زبان فارسی است که از مصدر «دوختن» و بن مضارع «دوز» ساخته شده است. کارکرد اصلی این واژه در زبان روزمره و ادبیات، دلالت بر عمل اتصال، ترمیم و پیوند دادن تکههای مختلف پارچه و چرم به کمک نخ و سوزن دارد که از حرفههای کهن بشری یعنی خیاطی نشأت میگیرد.
این کلمه علاوه بر معنای فیزیکی و کاربردی خود، در ادبیات فارسی از بار استعاری و کنایی ظریفی برخوردار است؛ بهطوریکه ترکیبهایی مانند «چشم میدوزد» به معنای خیره شدن، تمرکز عمیق و نگاه ممتد به یک نقطه یا یک شخص استفاده میشود. از نظر فرهنگی نیز عمل دوختن در برابر شکافتن و بریدن قرار دارد و همواره نمادی از اصلاح، بازسازی، صلح و پنهان کردن عیوب به شمار میرود.
در ریشهشناسی تاریخی، این فعل ریشه در زبان پارسی میانه (پهلوی) دارد و در متون کهن به خوبی حفظ شده است. اگرچه خود این فعل مستقیماً در متن قرآن نیامده، اما مفهوم آن در قالب داستان پوشش حضرت آدم و حوا با برگهای بهشتی (به زبان عربی) بازتاب یافته و در فرهنگ عامه نیز با نام حضرت ادریس (ع) به عنوان پیشگام این حرفه پیوند خورده است.