معنی
واژه آزرده در زبان فارسی به حالت فردی اشاره دارد که از رفتار، گفتار یا حادثهای دچار رنجش، غم یا آسیب روحی و جسمی شده است.
یعنی چه
این کلمه صفت مفعولی از مصدر آزردن است و به کسی یا چیزی اطلاق میشود که مورد اذیت، صدمه یا بیمهری قرار گرفته و خاطرش مکدر شده است.
مترادف
این واژهها در متون ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی آزرده برای بیان حالت اندوه و رنجش به کار میروند.
متضاد
کلماتی که وضعیت روحی مثبت، پرانرژی و بدون رنجش را نشان میدهند، در تضاد با آزرده قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه فارسی میانه و بن مضارع «آزار» مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون رنجیده، دلگیر یا خسته، واژه ۵ حرفی آزرده به کار میرود.
به انگلیسی
این معادلها در زبانهای مختلف، دقیقترین مفاهیم نزدیک به رنجش خاطر و آسیب روحی را منتقل میکنند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ فارسی، آزرده بودن نماد بارز دلِ شکسته، انسان آسیبدیده از بیمهری روزگار یا بیعدالتی است و گاهی در اشعار به عنوان استعارهای در کنار «خار و گل» مطرح میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آزرده
واژه «آزرده» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که صفت مفعولی از مصدر «آزردن» به شمار میرود. این کلمه در طول تاریخ ادبیات ما همواره برای توصیف احوالات درونی انسانهایی که از جفا، بیمهری، یا حوادث ناگوار دچار آسیب روحی، دلشکستگی و غم شدهاند، کاربرد فراوانی داشته است. ریشه این واژه به فارسی میانه بازمیگردد و بن مضارع آن «آزار» است.
از نظر معنایی، این واژه طیف وسیعی از حالات از یک رنجش ساده و مکدر شدن خاطر تا اندوه عمیق و حتی صدمات جسمی (در متون کهن) را در بر میگیرد. در بازیهای فکری و جدول نیز این کلمه به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی متداول برای واژههای هممعنی خود مانند رنجیده یا ملول شناخته میشود.
در فرهنگ اخلاقی و عرفانی ما، خاطرآزاری و آزرده کردن دیگران همواره نکوهش شده و در مقابل، دلجویی از انسانهای آزردهدل به عنوان یک فضیلت بزرگ ستایش شده است.