یعنی چه
واژه «بیریش» در زبان فارسی به مردی اطلاق میشود که صورت او فاقد مو باشد. در متون کهن و ادبیات کلاسیک، این اصطلاح بیشتر برای توصیف نوجوانان و جوانانی به کار میرفته که هنوز محاسن آنها نروییده است و به اصطلاح سادهرو یا سادهعذار بودهاند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت صوتی و آوایی [bī-rīš] است که از پیشوند نفی «بی» و اسم «ریش» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این پاسخ معمولاً خود واژه «بی ریش» یا کلماتی مانند کوسه و امرد است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی دقیقترین معادل برای توصیف فردی که ریش ندارد، واژه Beardless است.
به عربی
در زبان عربی برای نوجوانی که ریش ندارد از اصطلاح «امرد» و برای مردی که کلاً محاسن ندارد از «اجرد» یا ترکیب «بلا لحية» استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Sakalsız به معنای عمومی بیریش است و فردی که به طور طبیعی ریش در نمیآورد را Köse مینامند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بیریش بودن (به ویژه در قالب اصطلاحاتی مثل سادهعذار) نماد زیبایی مینیاتوری، طراوت دوران جوانی و پاکی چهره بوده است. در مقابل، در برخی بافتهای اجتماعی کهن، برای مردان بزرگسال گاهی نمادی از کمتجربگی یا تفاوت ظاهری با عرف جامعه به شمار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بی ریش
واژه «بیریش» یک صفت مرکب کاملاً فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و واژه پهلوی «ریش» (rīš) ساخته شده است. این کلمه در درجه اول به مردانی اشاره دارد که صورتشان فاقد مو است، اما در بستر تاریخ و ادبیات فارسی، کارکردی عمیقتر داشته و بیشتر برای توصیف دورهای از زندگی پسران نوجوان (دوران پیش از بلوغ کامل یا تازه بالِغ شده) به کار میرفته است.
در شعر و نثر کلاسیک، تعابیر مترادفی همچون سادهرو، سادهعذار و امرد بارها برای توصیف زیبایی مینیاتوری و طراوت چهره جوانان استفاده شدهاند. این واژه در قرآن کریم کاربرد مستقیم ندارد و امروزه در زبان عامیانه بیشتر به عنوان یک توصیف ظاهری ساده و بدون بار معنایی منفی به کار میرود.