یعنی چه
بادهخواری به عمل نوشیدن باده، شراب یا هر نوع نوشیدنی مستکننده دیگر اشاره دارد که در زبان عامه به آن شرابخواری یا مِیگساری نیز میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت [bāde-khvāri] تلفظ میشود. حرف «و» در بخش «خواری» مکتوب است اما خوانده نمیشود (واو معدوله).
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «باده خواری» با ۹ حرف است. از واژههای همردیف دیگر میتوان به میگساری یا شرابخواری اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عبارات متعددی برای این مفهوم به کار میرود.
به عربی
در زبان و فقه عربی، متداولترین اصطلاح برای این عمل شرب خمر است.
به فارسی
واژگان هممعنا و مترادف اصیل فارسی برای این اصطلاح عبارتند از: مِیگساری، بادهنوشی، بادهگساری، بادهپیمایی و شرابخواری. این واژه ترکیب حاصل مصدر از «باده» (شراب در فارسی میانه bādag) و بن مضارع «خوردن» همراه با پسوند حاصل مصدر است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی فارسی (مانند اشعار حافظ و مولانا)، بادهخواری نمادی از خود بیخود شدن، رهایی از عقل مصلحتپندار ظاهری، و نوشیدن مِیِ معرفت و عشق الهی است. در مقابل، در ادبیات واقعگرا نماد خوشگذرانی، عیاشی و فرار از غمهای دنیا به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل باده خواری
واژه «بادهخواری» یک ترکیب اصیل فارسی است که از دو بخش «باده» (به معنی شراب) و «خواری» (از بن خوردن) تشکیل شده است. این اصطلاح در معنای مادی و واقعی خود به عمل نوشیدن مسکرات و شرابخواری اشاره دارد که در شرع اسلام با عنوان «شرب خمر» از آن نهی شده و در آیات قرآن مجید (مانند آیه ۹۰ سوره مائده) به عنوان عملی پلید و شیطانی تقبیح گردیده است.
با این حال، این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی هویتی دوگانه دارد. در شعر واقعگرا و زمینی، نشانهای از غفلت، فرار از سختیهای روزگار یا خوشگذرانی عیاشانه است؛ اما با ورود به قلمرو ادبیات عرفانی، معنایی کاملاً دگرگون و پاک پیدا میکند. عارفان و شاعرانی چون حافظ و مولوی، بادهخواری را مجازاً به معنای غرق شدن در تجلیات الهی، مستانگی از عشق خداوند و رهایی از بند عقل مصلحتاندیش دنیاپرست به کار بردهاند.