یعنی چه
معذور داشتن یک فعل مرکب در زبان فارسی است. این عبارت زمانی به کار میرود که فردی به دلیل داشتن یک عذر موجه، ناتوانی یا محدودیت، قابل سرزنش دانسته نمیشود و از انجام یک وظیفه یا پاسخگویی در قبال آن معاف میگردد؛ به عبارتی دیگر یعنی به کسی حق دادن برای انجام ندادن کاری به دلیل موجه.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت مَعْذور داشتن (ma'zoor dāshtan) است که از دو بخش اسم مفعول عربی و فعل کمکی فارسی تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «معذور داشتن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «عذر کسی را پذیرفتن» یا «معاف کردن» استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عبارات فوق دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم معذور داشتن و موجه دانستن خطای ناخواسته هستند.
به عربی
واژه معذور خود ریشه عربی دارد، اما برای فعل مرکب معذور داشتن در زبان عربی از افعالی مانند عَذَرَ (عذر او را پذیرفت) استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل عذر پذیرفتن، معاف داشتن، عفو فرمودن، پوزش پذیرفتن و بیتقصیر دانستن فرد در یک ماجرا است. متضادهای آن نیز شامل مؤاخذه کردن، سرزنش کردن و بازخواست کردن میشود.
در قرآن
خودِ عبارت ترکیبی و فارسی «معذور داشتن» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن (ع-ذ-ر) در آیاتی مانند آیه ۹۹ سوره توبه به صورت «الْمُعَذِّرُونَ» (عذرآورندگان)، آیه ۱۶۴ سوره اعراف به صورت «مَعْذِرَةً» (پوزش) و آیه ۱۵ سوره قیامت به صورت «مَعَاذِير» (عذرها و بهانهها) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل معذور داشتن
عبارت «معذور داشتن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «معذور» (اسم مفعول از ریشه ع-ذ-ر به معنی کسی که عذرش پذیرفته شده) و فعل فارسی «داشتن» ساخته شده است. این اصطلاح در روابط اجتماعی، اخلاقی و حقوقی کاربرد زیادی دارد و به این معناست که فردی را به خاطر داشتن یک دلیل موجه، ناتوانیِ طبیعی یا مانعِ خارجی، از انجام وظیفهای معاف کنیم یا او را سزاوار سرزنش و مجازات ندانیم.
از نظر نشانهشناسی و مفاهیم انتزاعی، این واژه جلوهای از بخشش، گذشت و درک محدودیتهای انسانی است. معذور داشتن نشاندهنده برقراری عدالت همراه با رحمت است؛ چرا که به جای پیشداوری یا تنبیه سختگیرانه، شرایط و موانع واقعی فرد را ملاک قضاوت قرار میدهد.
اگرچه این عبارت ترکیبی در متون دینی مانند قرآن به این شکل فارسی یافت نمیشود، اما ریشه ساختاری آن یعنی مفهوم پذیرش عذر و بهانههای موجه بارها در آیات مختلف مورد تأکید قرار گرفته است که نشان از ریشهدار بودن این مفهوم اخلاقی در فرهنگ اسلامی و ایرانی دارد.