یعنی چه
بلغزد فعل مضارع از مصدر لغزیدن است. در مفهوم مادی به معنی سُر خوردن، لیز خوردن و از دست دادن تعادل پا روی زمین است. در مفهوم معنوی و کنایی، به معنای دچار انحراف، گناه، اشتباه یا سستی در تصمیم و ایمان کلیدی به کار میرود.
در جدول
کلمه بلغزد در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای واژههایی چون «سر بخورد» یا «خطا کند» استفاده میشود و دقیقا ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن از فعلهای slip یا stumble برای جنبه مادی و از err برای جنبه معنایی لغزش استفاده میشود.
به عربی
معادلهای فعلی آن در زبان عربی از ریشههای «زلل» و «زلق» مشتق میشوند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای مفهوم سر خوردن از واژه kaysın و برای لغزشهای کنایی از sürçsün استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی مترادفهای دقیق این فعل شامل سر بخورد، لیز بخورد، بسرد و بلخشد است. در ادبیات فارسی واژه «زلل کردن» نیز به عنوان هممعنی کنایی آن کاربرد دارد. متضاد آن نیز «استوار بماند» یا «ثابتقدم باشد» است.
در قرآن
خود واژه فارسی «بلغزد» در قرآن نیست، اما مفهوم معادل آن به زیبایی در آیه ۹۲ سوره نحل آمده است: «تَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا» که دقیقا به معنای «تا مبادا پایی بعد از استواری و ثباتش بلغزد» است و به موضوع آسیبپذیری انسان در مسیر حق اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بلغزد
واژه «بلغزد» یک فعل اصیل پارسی از مصدر لغزیدن است که ریشه در زبانهای ایرانی کهن دارد. این کلمه نباید با واژه عربی «لُغز» به معنی معما اشتباه گرفته شود. بلغزد از نظر ساختاری فعل مضارع التزامی یا مضارع اخباری (در متون کهن) محسوب میشود.
این واژه در ادبیات فارسی کاربردی دوگانه دارد؛ در نگاه نخست، به معنای مادی و فیزیکی از دست رفتن تعادل و سر خوردن روی سطوح لیز است. اما در نگاه عمیقتر و ادبی، نمادی از وسوسه، عدم ثبات، گناه و آسیبپذیری اخلاقی انسان است. در عرفان نیز لرزان بودن پای سالک در عبور از مسیر معرفت را با این مفهوم توصیف میکنند.