یعنی چه
این عبارت در متون کهن فارسی به دو معنای عمده به کار رفته است: نخست به معنی برآشفتن، غضبناک شدن و دلخور شدن از کسی؛ و دوم به معنی بددل شدن، شوم دانستن چیزی و فال بد زدن که ریشه در باورهای قدیمی دارد.
تلفظ
این واژه ترکیبی از اسم عربی «طِیَرَة» (با فتح طاء و یاء) یا «طِیْرَة» و مصدر فارسی «گرفتن» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر تطیر، بدفالی، شومی و خشم به عنوان پاسخهای جایگزین یا راهنما برای این عبارت شناخته میشوند.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر منظور عصبانیت باشد از اصطلاحات مربوط به خشم و اگر منظور بدفالی باشد از واژگان مرتبط با پیشبینی منفی (pessimism) استفاده میشود.
به عربی
ریشه این اصطلاح کاملاً عربی است. در زبان عربی واژه تطیر دقیقاً معادل شوم دانستن و فال بد زدن به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان میتوان معادلهایی چون «آزردهخاطر شدن»، «تند شدن»، «بدگمانی» و «شومپنداری» را برای کاربردهای مختلف آن قرار داد.
در قرآن
عبارت «طیره گرفتن» مستقیم در قرآن نیست، اما مفهوم آن در قالب واژههایی مثل «تطیرنا بکم» (شما را به فال بد گرفتهایم) در سوره یس یا «طائرهم عند الله» در سوره اعراف در اشاره به باورهای مشرکان آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کهن، این واژه نماد بدفالی و ناامیدی است و پرندگانی مانند کلاغ سیاه یا جغد مظهر عینی این حالت روحی به شمار میرفتهاند. سعدی نیز در گلستان از این واژه در معنای خشم بیحد بر زیردستان یاد کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل طیره گرفتن
عبارت «طیره گرفتن» یکی از ترکیبات کنایی و کهن در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در واژگان عربی دارد. اصل این واژه از «طیر» به معنی پرنده میآید؛ چرا که در دوران جاهلیت، مردم با پراندن پرندگان و تماشای جهت حرکت آنها به پیشبینی آینده و خوششگونی یا بدشگونی امور میپرداختند. اگر پرنده به سمت چپ حرکت میکرد، آن را نشانه شومی میدانستند که به این حالت «طیره» یا «تطیر» میگفتند.
با ورود این کلمه به زبان فارسی، معنای آن گسترش یافت و علاوه بر مفهوم اولیه (فال بد زدن و بدبینی)، در معنای خشمگین شدن، برآشفتن، قهر کردن و دچار آشفتگی روحی شدن نیز به وفور در متون ادبی نظیر آثار سعدی به کار رفت. امروزه این واژه در زبان محاورهای کاربرد چندانی ندارد اما در حل جدولها و درک متون نظم و نثر کلاسیک اهمیت بالایی دارد.