یعنی چه
واژه «شکسته شده» به هر چیزی اشاره دارد که بر اثر ضربه، فشار یا عامل بیرونی از حالت سالم و یکپارچه خود خارج شده و به قطعات کوچکتری تقسیم یا دچار ترکخوردگی شده باشد. در کاربردهای مجاز و کنایی، این اصطلاح برای انسان نیز به کار میرود؛ به معنای فردی که به دلیل تحمل رنج فراوان، اندوه عمیق یا پیری، شادابی و توان جسمی یا روحی خود را از دست داده و فرتوت یا آزردهخاطر شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر مکسور، منکسر، خرد، گسسته و متلاشی به عنوان هممعنی این واژه کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع شکستگی، از واژگان متفاوتی در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «کسر» و «حطم» برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان حالت شکستگی اشیاء یا مفاهیمی مانند دلشکستگی از این واژهها استفاده میکنند.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان و نمادشناسی فرهنگ ایرانی، «شکسته شده» مفاهیم عمیقی را حمل میکند. ترکیب «دلِ شکسته» نمادی از فروتنی، توبه، اندوهِ عشق یا معنویت والا در برابر حقیقت است. اشیاء شکسته معمولاً نمادی از پایان، آسیب، ناتمامی و فناپذیری دنیا هستند. همچنین در هنر ایرانی، اشاره به خط «شکسته نستعلیق» دارد که رهایی، پیوستگی و زیبایی سیال را بازتاب میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل شکسته شده
عبارت «شکسته شده» ترکیب مفعولی برخاسته از مصدر پارسی کهن «شکستن» است که در وهله اول مفهوم فیزیکی جدا شدن اجزا، خرد شدن یا ترک برداشتن یک شیء بر اثر عامل بیرونی را ذهن متبادر میسازد. این واژه کاملاً ریشه در زبانهای ایرانی داشته و در فارسی میانه نیز به صورت مشابه به کار میرفته است.
از سوی دیگر، این واژه بار معنایی کنایی و استعاری بسیار غنی در ادبیات فارسی دارد. هنگامی که در مورد انسان یا روحیات او به کار میرود، به فرسودگی ناشی از گذر زمان، پیری زودرس ناشی از غم و اندوه، یا آزردگی عمیق قلبی اشاره دارد. در حوزه هنر و خوشنویسی نیز این کلمه یادآور اصالت خط شکسته نستعلیق است.
در ابعاد نمادین، هر آنچه شکسته شده باشد، گویای نوعی ناتمامی، فناپذیری یا گسست است؛ با این حال، در پهنه عرفان شرقی، دلِ شکسته نه یک نقص، بلکه نشانهای از خضوع، فروتنی و آمادگی برای پذیرش انوار الهی قلمداد میشود.