یعنی چه
عزتدار در لغت به کسی گفته میشود که دارای شأن، شکوه، بزرگواری و نفوذناپذیری از خواری است. این صفت برای افرادی به کار میرود که در جامعه محترم شمرده میشوند و حتی در شرایط سخت، شرف و مناعت طبع خود را حفظ میکنند.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی از دو بخش واژهی عربی «عِزّت» با تشدید روی حرف ز و پسوند فاعلی فارسی «دار» است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به کلماتی مثل صاحب احترام، باوقار یا ارجمند، واژه «عزت دار» با ۶ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
این واژگان در زبان انگلیسی به خوبی مفهومِ داشتنِ کرامت فردی و اعتبار اجتماعی را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی از واژههای همریشه یا ترکیبات توصیفی برای رساندن این معنا استفاده میشود.
به فارسی
از برگردانها و واژههای جایگزین اصیل و رایج فارسی برای این کلمه میتوان به «ارجمند»، «سرافراز»، «گرانمایه» و «باعزت» اشاره کرد.
در قرآن
خودِ این ترکیب فارسی-عربی در متن قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه اصلی آن یعنی «عزت» و مشتقاتی چون «العزیز» بارها ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۸ سوره منافقون که میفرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (و عزت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است).
جمعبندی و توضیح کامل عزت دار
واژه «عزتدار» یک صفت ترکیبی (عربی-فارسی) ساخته شده از واژه عربی «عِزّة» به معنای ارجمندی و شکستناپذیری، و پسوند فاعلی فارسی «دار» از مصدر داشتن است. این کلمه در فرهنگ، ادبیات و زبان عامیانه کشورهای ایران، افغانستان و همچنین در زبان اردو، به عنوان نمادی از شرافت اخلاقی، اعتبار انسانی و کرامت فردی شناخته میشود.
در مفاهیم فرهنگی و نمادشناسی شرقی، انسانهای عزتدار معمولاً به کوه (به دلیل استواری) یا شاهین و عقاب (به دلیل مناعت طبع و بلندپروازی) تشبیه میشوند. این اصطلاح ناظر بر کسانی است که تحت هیچ شرایطی، شرف و ارزش وجودی خود را با پستی و ذلت معاوضه نمیکنند.
از نظر نگارشی و ساختاری، این واژه ۶ حرفی متقادف با کلماتی چون شریف، باوقار و معزز است و متضاد آن واژههایی مثل ذلیل، خوار و بیمقدار هستند. اگرچه عین این ترکیب در قرآن نیامده، اما مفهوم محوری آن یعنی اصالتِ عزت و انتساب آن به پروردگار، از آموزههای اصیل دینی و قرآنی به شمار میرود.