یعنی چه
این واژه شکل مؤنث «مضطرب» است. در مفهوم عمومی به انسان مؤنثی اشاره دارد که دچار خدشه روحی، دلواپسی یا تلاطم درونی شده است. در اصطلاح فقهی نیز به زنی گفته میشود که بیش از یکبار خون حیض دیده ولی ایام یا تعداد روزهای آن نظم معینی ندارد. در علوم حدیث نیز روایت مضطرب به حدیثی با متن یا سند متناقض اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان عربی به صورت مُضْطَرِبَة (muḍṭarabah / muḍṭaribah) است که در زبان فارسی با سکون ضاد و فتح راء و به صورت مُضطَرِبه (moztarabeh) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «مضطربه» دقیقاً یک پاسخ ۶ حرفی است که در جواب راهنماهایی همچون «زن آشفتهحال»، «مؤنث مضطرب» یا «حدیث دارای متن متناقض» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال حس عمومی این واژه از لغات معطوف به پریشانی روانی استفاده میشود، در حالی که در متون تخصصی انگلیسی معادلهای توصیفی پزشکی و بیولوژیکی به کار میرود.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد «ض ر ب» در باب افتعال ساخته شده که تاء افتعال در آن به دلیل همنشینی با ضاد به طاء تبدیل شده است.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل واژگانی است که بار احساسی تلاطم درونی و عدم سکون را منتقل میکنند؛ مانند پریشانروزگار، سرگشته، واهمه دار و مشوش.
نماد چیست
در نشانهشناسی روانی و ادبی، مضطربه نمادی از وضعیت تعلیق و از دست رفتن ثبات است. در طب سنتی و فقه نیز به عنوان نمادی برای خروج سیستم بیولوژیک و طبیعی بدن از مدار و نظم همیشگی خود شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مضطربه
واژه «مضطربه» صفت مؤنث برآمده از ریشه عربی «ضرب» (باب افتعال) است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در کاربرد عمومی خود، توصیفکننده زنی است که دچار پریشانی، دلواپسی، آشفتگی روحی و بیقراری مفرط شده و آرامش درونی خود را از دست داده است. املای آن با حروف «ض» و «ط» صورت میگیرد و در شمار کلمات ششحرفی زبان فارسی قرار دارد.
علاوه بر معنای لغوی و عمومی، این واژه دو کاربرد بسیار مهم اصطلاحی در علوم اسلامی دارد. در فقه اسلامی، «مضطربه» به زنی اطلاق میشود که خونریزی ماهانه او از نظر زمان یا تعداد روزها هیچ نظم مشخصی ندارد یا عادت قبلی خود را فراموش کرده است. در علم حدیث نیز به روایتی که متن یا سند آن به اشکال گوناگون و متناقض نقل شده باشد، «حدیث مضطرب» میگویند که نشاندهنده تزلزل و عدم ثبات در نقل آن است.
در تبیین ساختار ادبی، این کلمه همخانواده واژگانی چون اضطراب و مضطرب است و متضاد مستقیم کلماتی مثل آرام، مطمئن و باثبات به شمار میرود. اگرچه این لفظ عیناً در قرآن کریم نیامده است، اما ریشههای مفهومی آشفتگی روحی با تعابیر دیگری در متن وحی توصیف شدهاند.