یعنی چه
این عبارت کنایه از فردی است که به دلیل فرسودگی، پیری مفرط، بیماری یا خستگی مفرط جسمی و روحی، دیگر توان روی پا ایستادن و ادامه دادن حرکت را ندارد. این صفت با واژه «پیشپاافتاده» به معنی مبتذل و بیارزش تفاوت کامل دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب کنایی بر اساس واجهای فارسی به صورت «اَز پا اُفْتا دِه» است که در نقش صفت مفعولی مرکب به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً طراحان از واژههایی چون زمینگیر، درمانده یا رنجور به عنوان کلماتی یاد میکنند که پاسخ آنها تعبیر «از پا افتاده» با ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی فوق نشاندهنده ابعاد مختلف معنایی این واژه از خستگی شدید تا ناتوانی کامل جسمی هستند.
به عربی
در زبان عربی برای بیان حالت خستگی مفرط از منهک و برای بیان حالت زمینگیری فیزیکی از تعبیر طریح الفراش استفاده میشود.
در قرآن
عبارت کنایی «از پا افتاده» به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، چرا که یک اصطلاح اصیل فارسی است؛ با این حال مفاهیم مرتبط با ضعف شدید، سستی جسمانی و افتادن در واژگانی چون وهن (سستی) و ضعف مشهود است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، این عبارت نمادی از به پایان رسیدن توان فیزیکی، تسلیم شدن در برابر فرسودگی زمان و گاهی نشاندهنده تواضع و شکستگی شدید ناشی از مصایب دنیاست. در متون عرفانی نیز به حالت بیخودی و ضعف دنیوی اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل از پا افتاده
واژه «از پا افتاده» یک صفت مفعولی مرکب و اصطلاحی کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب حرف اضافه، اسم و فعل افتادن پدید آمده است. این عبارت تصویر ذهنی فردی را به نمایش میگذارد که به دلیل شدت بیماری، فرسودگی، کهولت سن یا خستگی مفرط، دیگر توانایی ایستادن روی پاهای خود را ندارد و به ناچار زمینگیر شده است.
در حوزه معنایی، نباید این واژه را با اصطلاحات مشابهی چون «پیشپاافتاده» که معنای مادی و مبتذل دارد اشتباه گرفت. از پا افتاده به طور مستقیم به زوال مقطعی یا دائمی نیروی محرکه انسان اشاره دارد و در ادبیات همواره نمادی از فرجام فرسودگی جسمی یا روحی در نبرد با سختیهای روزگار به شمار میرود.