یعنی چه
این واژه در متون کهن و لغتنامههای کلاسیک به معنای خردمند پنداشتن، دانا شمردن و طلب عقل کردن آمده است. در کاربردهای عامیانه و غیررسمی گاه به معنی عاقل شدن یا به خود آمدن نیز استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه براساس ساختار عربی آن در باب استفعال به صورت اِسْتَعْقَلَ (معادل مصدری: استعقال) است.
در جدول
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخی ۶ حرفی برای راهنمای عاقل پنداشتن یا خرد ورزیدن مطرح میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به بافت متن شامل عباراتی است که نشاندهنده خردورزی یا دانا فرض کردن دیگری است.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این واژه عربی در متون ادبی به صورت خردمند پنداشتن و دانا به شمار آوردن کسی است.
در قرآن
خود واژه یا فعلِ «استعقل» در آیات قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند مشتقات فراوان دیگری از ریشه ع-ق-ل مانند یَعقِلون و تَعقِلون در قرآن وجود دارد.
نماد چیست
این واژه به خودی خود نماد خاصی در فرهنگ یا ادبیات نیست، اما ریشه آن (عقل) در سنت اسلامی و عرفانی نماد نور، هدایت و تمایز حق از باطل است.
جمعبندی و توضیح کامل استعقل
واژه «استعقل» یک فعل عربی مشتق از ریشه «ع-ق-ل» در باب استفعال است که اگرچه در متون ادبی کهن و لغتنامههای قدیمی نظیر دهخدا ثبت شده، در زبان فارسی معیار و روزمره امروزی کاربرد چندانی ندارد. معنای اصلی آن در زبان عربی و متون کلاسیک، کسی را عاقل پنداشتن، دانا شمردن و یا خردورزی و طلب عقل کردن است.
از دیدگاه ساختاری، این کلمه در زبان فارسی یک وامواژه مستقیم و تثبیتشده به شمار نمیآید و در مواردی هم که به طور نادر در گفتگوهای غیررسمی شنیده میشود، بیشتر جنبه قیاسی داشته و به معنای «عاقل شدن» یا «به خود آمدن» به کار میرود. همچنین این واژه با همین صورت در متن قرآن کریم نیامده است، هرچند که ریشه اصلی آن از ارکان مفاهیم قرآنی است.