یعنی چه
فربه شدن به معنای حجیم شدن، چاق شدن و افزایش وزن و چربی بدن در انسان یا حیوان است. این واژه در مفهوم مجازی و استعاری نیز به معنی رونق گرفتن، قوت یافتن، بزرگ شدن یا آبادان شدن یک ساختار، شهر یا سازمان به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت [فَرْبِهْ شُدَنْ] تلفظ میشود که در آن واژه «فربه» دارای سکون روی حرف ر و فتحه روی حرف ب است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول، خود واژه «فربه شدن» با ۷ حرف است. همچنین کلماتی نظیر چاق شدن، پروار شدن یا سمین شدن نیز میتوانند به عنوان گزینههای جایگزین مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از افعال و عباراتی مانند To fatten، To get fat یا To gain weight استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ریشه اصلی برای این مفهوم «س م ن» است. واژههایی چون سَمِنَ (به عنوان فعل) یا مصدر تَسَمُّن و بَدانة برای اشاره به فربهی و چاق شدن استفاده میشوند.
به فارسی
معادلهای اصیل و مترادفهای فارسی این واژه عبارتند از: چاق شدن، پروار شدن، گوشتالو شدن، تنومند شدن، ممتلئ شدن، تناور شدن و فربه گشتن. متضادهای آن نیز لاغر شدن، نحیف شدن، نزار شدن و تحلیل رفتن بدن هستند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کهن، فربه شدن حیوانات یا خاک نماد برکت، وفور نعمت، ثروت و سالهای فراوانی و آبادانی است (مانند تعبیر گاوهای فربه در رویای حضرت یوسف). در مقابل، در ادبیات عرفانی نظیر اشعار مولانا، فربه شدنِ جسم معمولاً به عنوان نمادی از تنپروری، غفلت و اسارت در مادیات در برابر ریاضت و ارتقای روح به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فربه شدن
عبارت «فربه شدن» یک ترکیب فعلی اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (farpīh) و اوستایی دارد. این واژه از نظر ساختاری از پیشوند کثرت «فَر» به همراه «پیه» (به معنی چربی) تشکیل شده که در مجموع معنای «پرپیه شدن» یا افزایش حجم و گوشت بدن را افاده میکند. در لغتنامههای معتبر فارسی، مترادفهای دقیقی چون چاق شدن، پروار شدن و تنومند شدن برای آن ذکر شده است.
اگرچه خود واژه «فربه» به دلیل ریشه فارسیاش در متن قرآن نیامده، اما معادلهای عربی آن از ریشه «س م ن» مانند «عِجْلٍ سَمِینٍ» (گوساله فربه) یا «بَقَرَاتٍ سِمَانٍ» (گاوهای فربه) در سورههای مختلف به کار رفتهاند که نشاندهنده کاربرد فراوان این مفهوم در توصیف نعمت یا دگرگونیهای اقتصادی است.
علاوه بر کاربردهای مادی و زیستشناختی، فربه شدن در ادبیات استعاری امروز برای توصیف بزرگ شدنِ بیش از حد و پرهزینه ساختارها (مانند فربه شدن دولت) یا رشد بیرویه جمعیت و ساختوساز (مانند فربه شدن شهر) استفاده میشود. همچنین در ادبیات کلاسیک و عرفانی، تقابل مفاهیمی میان فربهی جسم (نماد غفلت) و لاغری روح (نماد تزکیه) وجود دارد.