یعنی چه
قلقطار در متون کهن پزشکی و کیمیاگری به نوعی ماده معدنی و نمک فلزی اشاره دارد که امروزه به عنوان زاج زرد یا سولفات آهن (III) شناخته میشود. این ماده به عنوان داروی قابض، برای خشک کردن زخمها و همچنین در صباغی و رنگآمیزی کاربرد داشته است.
تلفظ
این واژه در منابع لغوی با فتح اول و دوم (قَلقَطار) و در برخی فرهنگهای داروشناسی با کسر اول و دوم (قِلقِطار) ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخی ۶ حرفی برای راهنماهای 'زاج زرد'، 'زاج اصفر' یا 'نوعی زاج در کیمیاگری کهن' ظاهر میشود.
به عربی
در زبان عربی کلاسیک از همین واژه برای اشاره به ویتریول زرد یا سولفات آهن استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی عثمانی به صورت وامواژه قرنها استفاده میشد و در ترکی امروزی معادل زاج زرد (Sarı şap) برای آن به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و متداول این واژه در متون طب سنتی 'زاج زرد' یا 'زاج شتردندان' است که به کانیهای سولفاتی دلالت دارد.
در قرآن
واژه قلقطار یک اصطلاح تخصصی علمی و دارویی است و هیچگونه کاربرد یا ریشهای در قرآن کریم و متون دینی اسلامی ندارد.
نماد چیست
در کیمیاگری کهن، انواع زاج از جمله قلقطار نماد فرآیندهای تصفیه، دگرگونی مواد و در صنایع دستی (مانند چرمسازی) نماد تثبیت رنگ بودهاند، اما نماد اسطورهای یا ادبی خاصی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل قلقطار
واژه «قلقطار» یک اصطلاح تخصصی، کهن و بسیار کمکاربرد در زبان فارسی امروز است که ریشه در متون کیمیاگری، داروشناسی و طب سنتی ایران و اسلام دارد. این واژه در واقع معرب (عربیشده) یک لغت یونانی باستان است که از طریق زبان سریانی وارد چرخه علمی قرون اسلامی شده و به کانی معدنی «زاج زرد» یا همان سولفات آهن اشاره دارد.
در کتابهای تاریخی و پزشکی قدیمی مانند ذخیره خوارزمشاهی، از قلقطار به عنوان مادهای با خواص قابض برای خشک کردن زخمها، تصفیه فلزات و همچنین در صنایع رنگرزی و صباغی یاد شده است. امروزه این واژه کاربرد عمومی ندارد و بیشتر در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع یا پژوهشهای تاریخ علم دیده میشود. به دلیل شباهت ظاهری، ابزارهای ترجمه خودکار گاهی آن را به اشتباه با واژه «قطار» همریشه میدانند که کاملاً نادرست است.