یعنی چه
عجفاء واژهای عربی (مؤنث أَعْجَف) است و به انسان یا حیوان مادهای گفته میشود که از شدت گرسنگی، بیماری یا ضعف، گوشت و مغز استخوانش تحلیل رفته و بسیار نحیف شده باشد. در فقه نیز به حیوان قربانی بسیار لاغری که گوشتی ندارد، اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتح عین و سکون جیم یعنی «عَجْفاء» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند لاغر، نحیف، نزار و استخوانی به عنوان پاسخ یا راهنمای این کلمه ۵ حرفی به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این میزان از لاغری شدید و مفرط از واژههای emaciated و gaunt استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این کلمه شامل واژههای لاغر، نحیف، زار، نزار و لاغره (برای مؤنث) است.
در قرآن
این واژه به صورت جمع یعنی «عِجَاف» دو بار در سوره یوسف (آیات ۴۳ و ۴۶) در عبارت «سَبْعَ بَقَرَاتٍ عِجَافٍ» آمده است که اشاره به خواب فرعون مصر درباره هفت گاو لاغر دارد که هفت گاو چاق را میخورند.
نماد چیست
تعبیر «سنوات عجاف» یا گاوهای لاغر در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نماد و استعاره از دوران قحطی، خشکسالی، تنگدستی، رکود شدید اقتصادی و روزهای سخت زندگی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عجفاء
واژه «عجفاء» یک لغت اصیل عربی و وامواژه در زبان فارسی است که به عنوان صفت مؤنث برای توصیف انسان یا حیوانِ بهشدت لاغر، استخوانی و نزار به کار میرود. ریشه این کلمه (ع ج ف) به معنای از دست رفتن گوشت تن بر اثر گرسنگی یا بیماری است و در نقطه مقابل واژههایی چون «سمینه» (چاق و فربه) قرار دارد.
این کلمه به دلیل کاربرد قرآنیاش در داستان حضرت یوسف (ع) اهمیت معنایی ویژهای یافته است؛ جایی که گاوهای لاغر (عِجاف) نمادی از سالهای سختِ پیشرو شدند. امروزه در متون سیاسی، اقتصادی و ادبی، اصطلاحاتی مانند «سالهای عجاف» مستقیماً برای اشاره به دورههای بحران، فقر و خشکسالی به کار میروند.