یعنی چه
خضدار یک اسم خاص جغرافیایی (Toponym) است. این واژه نام شهری کوهستانی در بلوچستان پاکستان است. از نظر وجه تسمیه، برخی ریشه آن را ترکیبی از واژه پارسی میانه «قز/کژ» به معنای ابریشم و «دار» دانسته اند که به معنی «جایگاه یا مرکز تجارت ابریشم» است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمه خاء تلفظ میشود و در متون کهن و جغرافیاي اسلامی به صورتهای قُصدار، قزدار و خُزدار نیز ثبت شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی برای «شهری در پاکستان» یا «نام قدیمی شهری در بلوچستان» با ۵ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی این شهر به صورت Khuzdar نگارش میشود که بازتابدهنده تلفظ تاریخی و محلی آن است.
به عربی
در متون جغرافیایی کهن عربی مانند آثار اصطخری و ابنحوقل، این شهر به دلیل دگرگونی آوایی با نام «قُصدار» شناخته میشده است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و متون حماسی مانند شاهنامه فردوسی، این منطقه جغرافیایی با نام «قزدار» به کار رفته است که نشاندهنده قدمت تاریخی پیوند این شهر با فلات ایران است.
نماد چیست
خضدار در تاریخ نماد فرمانروایی ایالت توران در صدر اسلام، پایگاه نظامی مرزی شبهقاره هند و فلات ایران، و همچنین مسیر فرعی جاده ابریشم تجاری بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل خضدار
خضدار یک واژه عام در زبان فارسی نیست، بلکه یک اسم خاص جغرافیایی است که به شهری تاریخی و کوهستانی در ایالت بلوچستان پاکستان اشاره دارد. این شهر در دوران خلافت اموی و عباسی به عنوان مرکز ایالت «توران» شناخته میشد و به دلیل موقعیت راهبردی خود، پایگاه نظامی و تجاری مهمی در مرزهای شبهقاره هند و ایران باستان به شمار میرفت.
در کتب کهن جغرافیایی و تاریخی، این نام به صورتهای «قُصدار»، «خُزدار» و «قزدار» ضبط شده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در شاهنامه و در بخش پادشاهی انوشیروان، هنگام تعیین مرزهای ایران از این منطقه با نام «قزدار» یاد کرده است. ریشه لغوی آن را ترکیب واژه پارسی میانه «قز» (ابریشم) و «دار» به معنای مرکز تجارت ابریشم دانسته اند.