یعنی چه
باطنیه به گروهها و جریانهایی در تاریخ اسلام (بهویژه شاخههایی از اسماعیلیه) گفته میشود که باور دارند آیات قرآن و احکام شریعت، علاوه بر ظاهر، دارای یک مغز و باطن پنهان هستند. به عقیده آنها، این معانی درونی تنها از طریق تأویلِ امام یا افراد خاص قابل درک است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت [باطِ نِیْ یِه] تلفظ میشود که از ریشه عربی «بطن» به معنی درون گرفته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند باطنیه، اسماعیلیه یا قرامطه به عنوان پاسخ این مفهوم قرار میگیرند.
به انگلیسی
برای اشاره به خود فرقه از اصطلاح Batiniyya و برای توصیف دیدگاه تفسیری و رمزگرایانه آنها از واژگان حوزه Esotericism استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و تاریخی این واژه شامل «باطنیان»، «اهل راز» و همچنین نام فرقههای وابسته مانند «اسماعیلیه» و «تعلیمیه» است که در تقابل با «اهل ظاهر» یا «ظاهریان» قرار میگیرند.
در قرآن
کلمه «باطنیه» به عنوان یک فرقه در قرآن نیامده است. با این حال، اصل کلمه «باطن» و تقابل آن با ظاهر در آیاتی مانند آیه ۱۳ سوره حدید (...بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ) و آیه ۲۰ سوره لقمان (نعمتهای ظاهری و باطنی) ذکر شده که مستند تفسیری این جریان قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل باطنیه
واژه باطنیه در تاریخ و فرهنگ اسلامی به جریانها و فرقههایی (مانند اسماعیلیه و قرامطه) اطلاق میشود که به وجود یک نظام معنایی پنهان و رمزی در پسِ الفاظ ظاهری دین معتقد بودند. از دیدگاه این گروهها، متون دینی مانند پوستهای هستند که مغز و حقیقت آنها تنها از طریق تأویلِ روشمند و معمولاً توسط امام یا خواصِ اهل معرفت آشکار میشود.
این اصطلاح در متون کلامی و تاریخی فقهی، گاهی با بار معنایی انتقادی یا پولمیک از سوی مخالفان (بهویژه اهل سنت و ظاهریه) برای نقدِ روشهای تفسیری غیرمعمول این فرقهها به کار رفته است. در تقابل با باطنیه، جریان ظاهریه قرار دارد که تنها به معنای صریح و ابتدایی الفاظ پایبند است.
از نظر نمادشناسی، گرچه این مکتب نماد گرافیکی رسمی ندارد، اما مفهوم «مغز در درون پوست» و احترام به اعداد رمزآلود (مانند عدد ۷ به نشانه بطنهای قرآن یا ادوار امامت در اسماعیلیه) از کلیدیترین مشخصههای فکری آنها به شمار میرود.