معنی
این عبارت از دو بخش «لم» (حرف نفی و جازم) و «نجعل» (فعل مضارع مجزوم از ریشه جعل) تشکیل شده است و در لغت به معنای انجام ندادن دگرگونی، خلق نکردن یا قرار ندادن چیزی در یک موقعیت خاص توسط یک گروه یا متکلم معالغیر (ما) است.
یعنی چه
در بافت زبانی و قرآنی، وقتی گفته میشود «لم نجعل»، یعنی ما (خداوند یا یک جمع) وضعیتی را به وجود نیاوردیم، نعمتی یا پوششی را مقرر نکردیم یا همنامی برای کسی قرار ندادیم.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت با فتح لام و سکون میم در کلمه اول، و فتح نون، سکون جیم، فتح عین و سکون لام در کلمه دوم است.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن کریم، این عبارت معمولاً به صورت زمان گذشته منفی برای اولشخص جمع ترجمه میشود.
به عربی
مترادفهای فعلی این عبارت در زبان عربی فصیح شامل کلماتی است که مفهوم خلق کردن، وضع کردن یا تبدیل کردن را نفی میکنند.
به فارسی
برگردان دقیق و مستقیم این عبارت مضارع مجزوم (معادل ماضی منفی) به زبان فارسی «ما قرار ندادیم» یا «ایجاد نکردیم» است.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک اصطلاح و ترکیب فعلی در متن قرآن، نماد مادی یا اسطورهای ندارد؛ بلکه در تفاسیر نمادی از حکمت، حاکمیت تکوینی خدا و یادآوری محدودیتهای انسان در برابر اراده الهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل لم نجعل
عبارت «لم نجعل» یک ترکیب فعلی در زبان عربی فصیح است که از حرف نفی «لم» و فعل مضارع «نجعل» (از ریشه ج-ع-ل) ساخته شده و به معنای «ما قرار ندادیم» یا «ایجاد نکردیم» است. این عبارت با داشتن ۶ حرف، ساختاری کاملاً دستوری دارد و در حوزه صرف و نحو به عنوان فعل مضارع مجزوم (متکلم معالغیر) شناخته میشود که زمان فعل را به گذشته منفی تبدیل میکند.
این اصطلاح در آیات متعدد قرآن کریم برای بیان اراده و قدرت الهی به کار رفته است؛ از جمله در سوره کهف آیه ۹۰ برای اشاره به قومی که پوششی در برابر خورشید برایشان قرار داده نشده بود، و در سوره مریم آیه ۷ در خصوص حضرت یحیی که پیش از او همنامی برایش تعیین نشده بود. در تفاسیر اسلامی، این تعبیر جلوهای از حکمت و تدبیر توحیدی را نمایان میسازد.