یعنی چه
حوله به نوعی پارچهٔ جاذب آب اطلاق میشود که معمولاً دارای پرز (خاو) است و برای پاک کردن و خشک کردن رطوبت پوست بدن، دست، صورت یا حتی اشیاء پس از شستشو، استحمام یا شنا استفاده میشود.
مترادف
در زبان فارسی واژههای متعددی مانند بشگیر و آبچین به عنوان برابرهای این کلمه به کار رفتهاند و در انواع پالتویی آن از کلمه تنپوش نیز استفاده میشود.
ریشه
دربارهٔ ریشهٔ این واژه دو دیدگاه قوی وجود دارد؛ نخست اینکه از واژهٔ ترکی «خاوْلی» (به معنی پارچهٔ پرزدار، از خاو فارسی به معنی پرز و لی پسوند نسبت ترکی) گرفته شده و به حوله تبدیل شده است. دیدگاه دوم آن را دگرگونشدهٔ واژهٔ عربی «حُلّه» به معنی جامه و پارچهٔ کتانی میداند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند حوله (۴ حرف)، بشگیر (۵ حرف) و آبچین (۵ حرف) به عنوان پاسخ طراحان برای خشککن یا دستمال حمام بکار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این دستمال آبگیر از واژه Towel استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به ریشهٔ خشک کردن، بیشتر از کلمه مِشْفَة (از نشف) و همچنین واژه فُوطَة استفاده میگردد.
به ترکی
در ترکی استانبولی مدرن به آن Havlu میگویند که خود با ریشه و تاریخچه واژه در زبان فارسی همبستگی نزدیکی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل حوله
حوله یکی از اساسیترین ابزارهای بهداشت فردی و نظافت در زندگی روزمره انسانهاست. این کالا که با بافت پرزدار و خاصیت آبگیری بالای خود شناخته میشود، نقش مهمی در خشک کردن رطوبت بدن پس از استحمام، شستشوی دست و صورت، یا شنا ایفا میکند و در انواع مختلفی چون حوله دست و صورت، حوله استخری و حولههای پالتویی (تنپوش) تولید میشود.
از نظر ریشهشناسی، حوله وامواژهای است که پیوند عمیقی میان زبانهای فارسی، ترکی و عربی دارد؛ عدهای آن را مشتق از «خاو» فارسی و پسوند ترکی میدانند و برخی دیگر آن را تغییریافته کلمه عربی «حله» قلمداد میکنند. شایان ذکر است که این کلمه با معنای دستمال خشککن در قرآن نیامده و تشابه آن با برخی عبارات قرآنی صرفاً تشابه ظاهری در ریشه کلمات پیرامونی است.
امروزه در نمادشناسی ملوانی و فرهنگی، این وسیله فراتر از کارکرد سنتی خود، به عنوان نمادی از پاکیزگی، مراقبت از خود، بهداشت و حتی آمادگی و بقا در سفرهای طولانی شناخته میشود.