معنی
«حظ کرد» در زبان فارسی امروز به معنای به دست آوردن خوشی فراوان، کیف کردن و احساس لذت عمیق از یک پدیده یا رویداد است. این عبارت از ترکیب واژه عربی حظ (به معنی بهره و نصیب) با فعل کردن ساخته شده و در اصل یعنی از چیزی بهره و لذت کافی را دریافت کرد.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی از چیزی «حظ کرد»، یعنی آن موضوع به دلش نشسته، او را به وجد آورده و غرق در رضایت و شادی کرده است؛ مانند حظ کردن از شنیدن یک موسیقی زیبا یا دیدن یک منظره چشمنواز.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر حالت درک خوشی، خشنودی عمیق و دریافت بهره معنوی یا مادی از یک واقعه هستند.
تلفظ
واژه «حظ» با فتح حاء و تشدید ظاء خوانده میشود که در ترکیب با فعل، تشدید آن در تلفظ عامیانه تخفیف مییابد: حَظ کَرد.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسش پنجحرفی «حظ کرد» در جدول، خودِ واژه «حظ کرد» است. معادلهای دیگر آن بسته به تعداد حروف میتوانند «لذت برد» یا «کیف کرد» باشند.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در انگلیسی از افعالی که نشاندهنده لذت بردن عمیق یا به وجد آمدن هستند استفاده میشود.
به عربی
اگرچه ریشه این کلمه عربی است، اما خود واژه «حظّ» در زبان عربی بیشتر به معنی بخت، شانس و نصیب مقدر شده به کار میرود و برای رساندن معنای فعلی «حظ کرد» در فارسی، از افعالی چون تلذّذ و استمتاع استفاده میشود.
به فارسی
برگردان سره یا اصیل فارسی برای این عبارت ترکیبی، استفاده از تعابیری چون «کام بردن»، «بهرهمند شدن» یا «خوشی یافتن» است که مفهوم دریافت نصیب و لذت را به خوبی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل حظ کرد
عبارت «حظ کرد» یک اصطلاح فعلی رایج در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «حظ» (به معنی سهم، نصیب و بخت) با فعل «کردن» پدید آمده است. این کلمه در ریشه اصلی خود در زبان عربی و حتی در آیات قرآن کریم به معنای سهم مادی یا معنوی مقدر شده برای انسانها (مانند سهم ارث یا بهره دنیوی قارون) استفاده میشود، اما با ورود به زبان فارسی، تحولی معنایی یافته و امروزه عمدتاً در تداول عامه و ادبیات به معنای «بهرهمند شدن از لذت، غرق در خوشی شدن و کیف کردن» به کار میرود.
وقتی فردی از دیدن یک اثر هنری، شنیدن یک سخن نغز یا حضور در یک فضای دلنشین اصطلاحاً «حظ میکند»، به این معناست که روایتی از شادمانی و ابتهاج درونی را تجربه کرده و سهم یا نصیب روحی خود را از آن زیبایی دریافت نموده است. این واژه با همخانوادههای خود مانند «محظوظ» (بهرهمند و خشنود) و «حظوظ» پیوند معنایی محکمی دارد و در ادبیات عرفانی نیز گاهی به مفهوم «حظ نفس» یا همان بهرههای مادی و نفسانی در مقابل زهد اشاره دارد.