یعنی چه
«رنگ رفته» صفت مفعولی ترکیبی است و به چیزی اطلاق میشود که رنگ طبیعی، اولیه یا جلوه ظاهری خود را به دلیل عواملی همچون تابش نور خورشید، شستوشوی مکرر، کهنگی یا فرسودگی از دست داده باشد. مجازاً به معنای بیرونق و کهنه نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت واجنویسی فارسی [رَ نْ گِ رَ فْ تِ] (رَنگِ رَفتِه) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «رنگ رفته» (۷ حرف)، «رنگباخته» یا «کمرنگ» باشد.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای اشیاء فرسوده faded و برای چهره یا حالت کلی pale است.
به عربی
در زبان عربی برای اشیاء مات و بیرنگ از واژه «باهت» و برای رخسار سپید و بیخون از «شاحب» استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی فعل solmak به معنی کمرنگ شدن و پژمردگی است و صفت solmuş دقیقاً معادل رنگرفته است.
نماد چیست
ترکیب رنگرفته در ادبیات و فرهنگ عامه نماد پیری، زوال، بیوفایی دنیا و از دست رفتن شور و جوانی است. در هنر و طراحی مدرن نیز حس نوستالژی، خاطرات محوشده یا سبک قدیمی (vintage) را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل رنگ رفته
عبارت «رنگ رفته» یک ترکیب وصفی خالص فارسی است که از دو واژه کهن «رنگ» (پارسی میانه rang) و «رفته» (صفت مفعولی از رفتن) تشکیل شده است. این اصطلاح در اصالت خود به هر شیء، پارچه یا سطحی اشاره دارد که به دلیل مجاورت با نور، شستوشو یا فرسودگی، جلا و نماد اصلی رنگ خود را از دست داده و به سمت مات شدن پیش رفته است.
در ابعاد معنایی گستردهتر و کنایی، این واژه برای توصیف احوال انسانی مانند چهرههای بیمار و بیخون (رنگپریده) یا موقعیتهای بیرونق و ناتوان به کار میرود. اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما مفاهیم دگرگونی و زوال رنگها در طبیعت با واژههای دیگری در متون شریف توصیف شده است. این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً یک پاسخ ۷ حرفی است.