یعنی چه
این واژه در واژهنامههای رسمی فارسی (مانند دهخدا و معین) ثبت نشده است. با این حال، در احادیث اسلامی (مانند بحارالانوار)، «المُسخیة» نام یکی از دو گل معطر بهشتی است که هنگام مرگ به سراغ مؤمن میآید و بوییدن آن باعث میشود با سخاوت و رضایت از اموال دنیوی خود بگذرد. در تحلیلی دیگر بر اساس ریشه «مسخ»، میتواند به معنای دگرگونشده یا زشتشده نیز تصور شود.
تلفظ
در متون حدیثی به صورت مُسْخِیَه (Moskhiyah) به عنوان اسم فاعل مؤنث از باب افعال تلفظ میشود. در صورت اشتقاق از واژه مسخ، به صورت مَسْخِیَّه (Maskhiyyah) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۵ حرف دارد و معمولاً به عنوان «گلی بهشتی که مایه دستودلبازی مؤمن در اواخر عمر میشود» یا تعابیر مشابه پرسیده میشود.
به انگلیسی
برای مفهوم روایی آن از عبارت های توصیفی مانند Detacher from wealth نیز استفاده میشود و برای ریشه مسخ واژههای deformation یا transformation به کار میروند.
به عربی
در متن احادیث اهل بیت (ع) این کلمه دقیقاً به صورت «المسخیة» در کنار «المنسیة» به عنوان ریحانهای بهشتی یاد شده است.
به ترکی
در زبان ترکی معادل یککلمهای دقیق برای نام این گل وجود ندارد و باید به صورت وصفی ترجمه شود. برای ریشه لغوی مسخ نیز از Şekil değiştirme استفاده میشود.
به فارسی
برگردان فارسی این واژه بر اساس کاربرد حدیثی آن «سخاوتدهنده» یا «مایه انس و گذشت از مال» است. اگر از ریشه مَسَخ گرفته شده باشد، معنای «منسوب به مسخ یا زشتشدگی» میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل مسخیه
واژه «مسخیه» در فرهنگهای لغت شاخص فارسی نظیر دهخدا، معین و عمید به عنوان یک مدخل مستقل و رایج ثبت نشده است. با این حال، بررسیهای تخصصی نشان میدهد این واژه دارای دو وجه معنایی کاملاً متفاوت است؛ وجه اول و دقیقتر آن صبغه روایی دارد و در احادیث شیعه (مانند امالی شیخ طوسی) به عنوان نام یکی از گلهای معطر بهشتی (المُسْخِیَة) مطرح شده که خداوند هنگام مرگ برای مؤمنان میفرستد تا به برکت بوی خوش آن، دلبستگی خود را به مال دنیا از دست داده و با سخاوتمندی از آن بگذرند.
وجه دوم این واژه احتمالا برخاسته از ریشه عربی «مَسَخَ» است که در این حالت معنای صفت مشتق یا محاورهای به خود گرفته و به مفهوم دگرگونی، زشتشدگی یا وارونگی صورت اشاره دارد. در این کاربرد، کلمه تداعیکننده سقوط از مرتبه انسانیت به حیوانیت و تغییر شکل ظاهری یا باطنی است، هرچند که کاربرد روایی و مذهبی آن (به عنوان ریحان بهشتی) مستندتر است.