یعنی چه
بدعنقی حاصلِ مصدرِ واژهٔ بدعنق و صفتی برای انسان است که به حالت یا رفتار کسی گفته میشود که کجخلق، بهانهگیر، ناآرام، ناسازگار و عبوس است. این واژه در تداول زبان فارسی برای توصیف سختخلقی و بدرفتاریِ پایدار در تعاملات روزمره به کار میرود.
در جدول
در کلمات متقاطع، بسته به تعداد حروف خواستهشده، واژههایی مانند بدعنقی، کجخلقی، بداخلاقی و عبوس به عنوان پاسخ قرار میگیرند.
به انگلیسی
برای صفت آن (بدعنق) نیز کلماتی مانند cranky و grouchy در مکالمات روزمره انگلیسی بسیار رایج هستند.
به عربی
این کلمات نشاندهنده تندی اخلاق، ناپایداری روحی و دوری از خوشرویی در زبان عربی هستند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای مترادفی چون بداخلاقی، کجخلقی، ترشرویی، عبوس بودن و ناسازگاری معادلهای دقیق این کلمه هستند. این واژه یک ترکیب مِزجی (دو رگه) از صفت فارسی «بد» و واژه عربی «عُنُق» (به معنی گردن) است؛ در گذشته به ستوری که گردنکشی میکرد تعابیری مربوط به عنق نسبت میدادند که بعدها در عامیانه به معنای بداخلاق و کجرفتار تغییر معنا یافت.
در قرآن
ترکیب فارسی-عامیانه «بدعنقی» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه سه حرفی جزء دوم آن یعنی «ع ن ق» به صورت مفرد «عُنُق» یا جمع «أَعْنَاق» به همان معنی لغوی «گردن و گردنها» در آیاتی مانند اسراء:۲۹ و یس:۸ آمده است و هیچ ارتباط مفاهیمی با بدخلاقی یا کجرفتاری ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بدعنقی
واژه «بدعنقی» در زبان فارسی نمایانگر یک حالت رفتاری و روانی منفی در اجتماع است که با اخم، بهانهگیری و کجخلقی پایدار همراه است. این کلمه از نظر ساختاری یک ترکیب وصفی عامیانه و دورگه (فارسی-عربی) است که از سرگذشت واژگانیِ اصطلاح گردنکشی به معنای امروزیِ ترشرویی تطور یافته است.
در ادبیات اخلاقی و عرفی جامعه، بدعنقی در تقابل مستقیم با حسن خلق، ملاطفت و خوشرویی قرار میگیرد. این مفهوم گرچه ریشه دینشناختی یا کاربرد قرآنی ندارد، اما در فرهنگ عامه و حتی پویانماییهای مدرن معمولاً با نمادهایی چون ابروهای گرهخورده یا هوای ابری و رعدوبرق به تصویر کشیده میشود.