یعنی چه
در لغتنامههای کهن و طب سنتی، مبرسم به کسی گفته میشود که دچار بیماری برسام (التهاب پرده دیافراگم یا سینه پهلو) شده است. این بیماران معمولاً به دلیل شدت تب، دچار آشفتگی ذهنی شده و سخنان بیسروته میگویند.
تلفظ
این واژه در متون طبی و لغوی به صورت مُبَرْسَم (بر وزن مُفَعْلَل) یا مُبْرْسِم (اسم فاعل بر وزن مُفْعِل) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه ۵ حرفی است و معمولاً با راهنمای «بیمار مبتلا به ذاتالجنب» یا «آشفتهگوی ناشی از تب» شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این واژه با توجه به کاربرد آن، در مفهوم پزشکی به بیمار مبتلا به پلورزی و در مفهوم عام به شخص هذیانگو اشاره دارد.
به عربی
اگرچه ریشه اصلی واژه از فارسی پهلوی است، اما به زبان عربی وارد شده (معرب) و در متون طب اسلامی به همین صورت یا به شکل مصاب بالبرسام به کار رفته است.
به ترکی
در ترکی استانبولی مدرن برای مفهوم هذیانگویی از واژه Sayıklayan استفاده میشود، اما در متون کهن پزشکی عثمانی تعبیر برسام خستهسی نیز دیده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای فارسی سره و رایج این واژه شامل عباراتی چون هذیانگو، آشفتهگفتار و بیمار مبتلا به التهاب سینه یا سینه پهلو است.
جمعبندی و توضیح کامل مبرسم
واژه «مُبَرْسَم» یک اصطلاح تخصصی در طب سنتی و ادبیات کهن فارسی است که ریشه در واژه پهلوی «بَرْسام» (مرکب از بر به معنی سینه و سام به معنی تورم) دارد. این واژه پس از ورود به زبان عربی به صورت اسم فاعل قاعدهمند درآمده و به فردی اطلاق میشود که به دلیل التهاب شدید پرده دیافراگم یا سینه پهلو، دچار تب حاد شده و شروع به هذیانگویی میکند.
در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعرانی چون خاقانی از این واژه نه تنها در معنای پزشکی، بلکه به عنوان کنایه و استعاره برای افرادی که سخنان بیمنطق، آشفته و آمیخته به تب و بیخودی میگویند استفاده کردهاند. امروزه این کلمه در زبان محاورهای کاربردی ندارد و بیشتر در حل جدولهای کلمات متقاطع یا تحلیل متون کهن به چشم میخورد.