یعنی چه
واژه «واطرب» یک مدخل مستقل و رسمی در فرهنگهای لغت فارسی نیست. این کلمه در واقع یک ترکیب ادبی یا ساختار عربی است که از حرف عطف «وَ» به همراه فعل «أطرب» (از باب افعال) ساخته شده و به معنای «و به نشاط آورد» یا «و شادمان کرد» به کار میرود. همچنین در بافت ندای عربی میتواند به معنی فریاد ناشی از شدت شوق یا اندوه باشد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب بر اساس ساختار عربی آن به صورت «وَ اَطْرَبْ» (va-atrab) است که در متون شعری و کهن بر اساس وزن عروضی روانسازی میشود.
در جدول
در مسابقات و جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً خود کلمه «واطرب» است که از ۵ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
بسته به اینکه ساختار کلمه را فعل ماضی باب افعال بدانیم یا فعل مضارع متکلم وحده، معادلهای انگلیسی آن به صورت عبارات فعلی مرتبط با شادی و نشاط ترجمه میشوند.
به عربی
ریشه اصلی این عبارت کاملاً عربی و از ماده (ط ر ب) است. در متنهای عربی به صورت ترکیب عطف یا ساختار ندای تعجبی تجلی مییابد.
به فارسی
در زبان فارسی معادل یککلمهای دقیقی برای این ساختار ترکیبی وجود ندارد و باید آن را به صورت عبارتهای فعلی مانند «و شاد کرد»، «و مایهی سرور شد» یا «و به وجد آورد» معنا کرد.
نماد چیست
این عبارت در بافت ادبیات عرفانی و شاعرانه، نمادی از به وجد آمدن دل، تسلیم شدن در برابر سماع و موسیقی معنوی، و دگرگونی ناگهانی روح از غم به شادی عمیق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل واطرب
کلمه «واطرب» یک لغت اصیل، مستقل یا رایج در زبان فارسی به شمار نمیرود و نباید دنبال یک مدخل مجزا برای آن در فرهنگهای بزرگی چون دهخدا یا معین گشت. حقیقت این است که این کلمه از الحاق حرف عطف «و» یا حرف ندای «وا» به ریشه عربی «طرب» (به معنی شادی و سبکشدن دل) ایجاد شده است. بنابراین معنای آن کاملاً وابسته به ریشهاش بوده و به مفهوم به طرب آوردن و ایجاد نشاط اشاره دارد.
بررسی متون مذهبی و قرآنی نیز نشان میدهد که نه تنها این ترکیب، بلکه خود ریشه «طرب» و مشتقات آن به هیچ وجه در قرآن کریم به کار نرفتهاند. از این رو، کاربرد واطرب صرفاً محدود به آرایههای ادبی، اشعار خاص یا متون آمیخته به عربی است و در جداول کلمات نیز به عنوان یک واژه ۵ حرفی با تکیه بر مفهوم شادمانی مطرح میشود.