یعنی چه
این عبارت ترکیبی مخفف و ادبی در زبان فارسی است که از سه جزء تشکیل شده است: حرف جر «ز» (مخففِ از) + اسم «فیض» (بخشش و برکت) + ضمیر متصل «ـش» (او/آن). در اصطلاح عرفانی نیز به دادودهشِ معنوی و الهام الهی اشاره دارد که بدون کسب و زحمت بر انسان نازل میشود.
مترادف
عبارات و کلماتی که مفهوم ریزش رحمت و بخششِ بیمنتِ او را در متن رسا کنند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده محرومیت، خشکی، بخل یا دوری از جریان رحمت و برکت هستند.
هم خانواده
واژگان همریشه با «فیض» که از مصدر ثلاثی مجرد (ف ی ض) مشتق شدهاند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این عبارت ادبیِ ۵ حرفی، خود واژه «ز فیضش» است.
به انگلیسی
برگردانهای دقیق عبارتی برای رساندن مفهوم عنایت الهی در زبان انگلیسی.
به عربی
معادلهای ساختاری و مفهومی کلمه در زبان عربی بر اساس ریشه اصلی واژه.
به فارسی
صورت منثور، ساده و امروزی این ترکیب ادبی در زبان فارسی، «از فیض او» یا «از بخشش او» است که حالت مخففِ شعری آن برچیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل ز فیضش
عبارت «ز فیضش» ترکیبی فصیح و مخفف در ادبیات فارسی و عرفانی است که از حرف جر «ز» (مخففِ از)، واژه عربی «فیض» و ضمیر متصل «ـش» تشکیل شده است. ریشه اصلی فیض به معنای لبالب شدن، سرریز کردن و جریان یافتن آب است، اما در کاربرد مجازی و اصطلاحی خود به جریان همیشگی، بیدریغ و زوالناپذیرِ برکت، رحمت و بخشش خداوند اشاره دارد که بدون منت بر کل آفرینش سرازیر میشود.
در شعر فارسی، این کلمه جایگاه ویژهای دارد؛ برای نمونه شیخ محمود شبستری در بیت مشهوری میسراید: «ز فضلش هر دو عالم گشت روشن / ز فیضش خاک آدم گشت گلشن». در این بیت، فیض الهی به بارانی معجزهآسا یا چشمهای جوشان تشبیه شده که به کالبد خاکی انسان، جان و معنویت میبخشد. اگرچه خودِ این ترکیبِ فارسی در قرآن نیست، اما ریشه فعلی آن در آیاتی مانند «تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ» (لبریز شدن چشم از اشک) به کار رفته که همان معنای فراوانی و سرریزی را تداعی میکند.