یعنی چه
این واژه در فرهنگ عامه و گویش تهرانی به دو معنی به کار میرود: نخست ویژگی یا فردی که بخش زیادی از وقت خود را در کنار منقل مواد مخدر میگذراند (معتاد و تریاکی)؛ دوم به کنایه در مورد حرفها، تحلیلها و سخنان بیمبنا و عجیبی است که افراد در چنین محافلی زبان میآورند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت مصوت کوتاه روی حرف نون و قاف است و به صورت یکجا و سرهم ادا میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف مشخص میشود که واژه اصلی آن ۷ حرفی است.
به انگلیسی
معادل دقیقی در واژهنامههای رسمی انگلیسی ندارد و بسته به بافت متن از اصطلاحات مربوط به اعتیاد یا فلسفهبافیهای بیاساس استفاده میشود.
به عربی
این کلمه ریشه در متون کهن عربی ندارد و ترجمه آن به صورت عبارات توصیفی و مفهومی انجام میشود.
به فارسی
در زبان فارسی معیار و محاورهای، واژههایی نظیر معتاد، افیونی و دودی برای شخص، و واژههایی مثل حرف بیمبنا یا گزافهگویی برای کاربرد دوم آن به عنوان هممعنی استفاده میشوند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و اجتماعی، این اصطلاح نمادی از تنپروری، رخوت، فرار از واقعیتهای جامعه و همچنین اظهارنظرهای شتابزده و دور از منطق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پامنقلی
واژه «پامنقلی» یک اصطلاح کاملاً عامیانه، کنایی و معاصر در زبان فارسی و به ویژه گویش تهرانی است. این کلمه از ترکیب جزء فارسی «پا» (به معنای کنار یا وابسته)، وامواژه عربی «منقل» (ظرف آتش و زغال) و پسوند نسبت «ی» شکل گرفته است و در اصل به کسی اشاره دارد که در حاشیه محافل مصرف دخانیات یا مواد مخدر سنتی مینشیند.
در کاربرد ثانویه و روزمره، جامعه از این اصطلاح برای توصیف افکار، تحلیلها و سخنانی استفاده میکند که هیچ پایگاه منطقی، علمی یا واقعگرایانهای ندارند؛ اصطلاحاً به این نوع حرفهای بیاساس «حرفهای پامنقلی» میگویند که نشاندهنده بیهودگی و دوری از هشیاری است.