یعنی چه
این واژه یک صفت مرکب (صفت فاعلی مرخم) در زبان فارسی است که از ترکیب «سخت» (به معنی محکم و شدید) و «کوش» (از بن مضارع کوشیدن) ساخته شده است. در متون کهن مانند شاهنامه فردوسی، این کلمه گاهی در معنای سختجنگنده یا سختگیر نیز به کار رفته است.
مترادف
واژههایی که مفهوم مداومت در کار، جدیت و استفاده از تمام توان برای رسیدن به هدف را رسانند، همگی در زمره مترادفات این کلمه قرار میگیرند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده دوری از کار، سستی، تنپروری و عدم تمایل به تلاش و کوشش در زندگی هستند.
تلفظ
تلفظ دقیق واژه به صورت «سَختکوش» (saxt-kūš) است که از دو بخش هجایی تشکیل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم در حل جدول برای این مفهوم، خودِ واژه «سخت کوش» با ۶ حرف است.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی برای توصیف افرادی که با تمرکز، مداومت و تلاش زیاد کار یا مطالعه میکنند به کار میروند.
به عربی
کلمه «دَؤُوب» در زبان عربی به طور خاص و دقیق به کسی اشاره دارد که بر انجام کارهای سخت مداومت جدی دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه «Çalışkan» به معنای پرتلاش و پرکار، و «Gayretli» به معنای باغیرت و کوشا استفاده میشود.
نماد چیست
در بار معنایی و فرهنگی، سختکوشی نماد اراده راسخ و رسیدن به موفقیت از طریق رنج و زحمت است. در دنیای حیات وحش و اساطیر، «مورچه» به دلیل ذخیره کردن غذا، «سگ آبی» به دلیل ساخت سدهای پیچیده و «دارکوب» به خاطر تلاش خستگیناپذیر، معروفترین نمادهای این صفت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل سخت کوش
واژه «سختکوش» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب دو بخش «سخت» (به معنای پایدار و محکم) و «کوش» (از مصدر کوشیدن) پدید آمده است. این کلمه در فرهنگ ایرانی بار معنایی بسیار مثبتی دارد و همواره برای ستایش و تقدیر از دانشآموزان، کارگران و تمامی افرادی که با پشتکار و جدیت در مسیر هدف خود گام برمیدارند، استفاده میشود.
اگرچه خود این لفظِ فارسی در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد، اما مفاهیم بنیادین همارز آن به فراوانی ستایش شدهاند؛ از جمله مفهوم «سعی» که به تلاش خستگیناپذیر انسان اشاره دارد و آیه شریفه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» که نشاندهنده سرشت انسان در همراهی با رنج و کوشش سخت برای تکامل است.
در حوزههای معنایی و نمادشناسی، سختکوشی پیوند ناگسستنی با موفقیت دارد و در ادبیات عامه و جهانِ نمادها، موجوداتی نظیر مورچه و سگ آبی به عنوان الگوهای طبیعی این صفت ارزشمند شناخته میشوند. متضادهای این واژه مانند تنبلی و کاهلی نیز همواره در فرهنگ لغات و اخلاق ایرانی نکوهش شدهاند.