یعنی چه
واژه «مزلزل» صفت مفعولی از ریشه عربی زلزل است و به معنای چیزی است که به شدت تکان داده شده، لرزانده شده یا دچار بیثباتی و تزلزل فیزیکی و استعاری شده باشد.
تلفظ
این واژه به صورت مُزَلْزَل (Muzalzal) تلفظ میشود؛ به طوری که م دارای ضمه، ز اول دارای فتحه، ل اول ساکن و ز دوم دارای فتحه است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه پنج حرفی «مزلزل» به عنوان پاسخ برای واژههایی چون لرزانده شده، ناپایدار یا تکانخورده به کار میرود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی با توجه به ساختار متن، کلماتی مانند Unstable به معنای بیثبات یا Shaken به معنای تکانخورده استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این واژه شامل لرزان، ناپایدار، بیثبات، سستبنیاد و تکانخورده هستند.
در قرآن
خودِ واژه «مزلزل» به صورت اسم مفعول در قرآن نیامده است، اما ریشه رباعی آن (ز ل ز ل) در آیاتی مانند «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (سوره زلزال) به معنای لرزش شدید به کار رفته است.
نماد چیست
این واژه نماد قراردادی خاصی ندارد، اما به طور استعاری نشاندهنده موقعیتهای بحرانی، فروپاشی، تحولات شدید ناگهانی و تزلزل در باورها است.
جمعبندی و توضیح کامل مزلزل
واژه «مُزَلزَل» صفت مفعولی مشتق از ریشه رباعی عربی «زلزل» است که وارد زبان فارسی شده و در لغت به معنای لرزانده شده، تکانداده شده و ناپایدار است. این کلمه هم در توصیف حالات فیزیکی مانند اشیاء و زمینهای لرزیده و هم در توصیف مفاهیم انتزاعی و استعاری نظیر موقعیتها، باورها یا ایمانهای سست و بیثبات به کار میرود.
در ادبیات قرآنی، گرچه خود این واژه به طور مستقیم یافت نمیشود، اما ریشه آن در سورههایی همچون زلزال و احزاب برای بیان تکانهای شدید قیامت یا اضطرابهای عمیق روحی انسانها استفاده شده است. در نهایت، شناخت دقیق این واژه به همراه معادلهای فارسی و بینالمللی آن به درک عمیقتر متون ادبی و حل دقیقتر چالشهای زبانی کمک شایانی میکند.