یعنی چه
واژه «دوزخسرشت» صفت مرکب در زبان فارسی است و به فرد یا نیرویی اشاره دارد که طبیعت، خمیره و باطنی مانند جهنم دارد؛ یعنی همانطور که دوزخ مایه شکنجه، سوزندگی و تیرگی است، این فرد نیز مایه آزار، عذاب و ستم به دیگران است. در ادبیات فارسی این اصطلاح برای توصیف انسانهای شرور، بدطینت و خبیث به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش تشکیل شده است: «دوزخ» با ضمه دال و فتح زاء (دُوزَخْ) و «سرشت» با کسر سین و راء (سِرِشْت) که در مجموع به صورت دُوزَخسِرِشْت خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۸ حرف دارد. از معادلهای طراحان جدول برای این مفهوم میتوان به بدنهاد، ستمگر و دوزخوش نیز اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم ادبی در زبان انگلیسی از صفتهایی استفاده میشود که به باطن شیطانی یا جهنمی فرد اشاره دارند.
در قرآن
ترکیب فارسی «دوزخسرشت» به طور مستقیم در متن قرآن مجید وجود ندارد، اما از نظر معنایی و مفهومی با توصیفاتی که قرآن درباره باطن تاریک، متکبر و خبیث کفار، منافقان یا اصطلاحاتی مانند «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» (بیماردلان) آورده، همپوشانی و شباهت دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دوزخسرشت نماد بارز انسانهایی است که غرق در خشونت و آزاررسانی هستند. این واژه در شعر کلاسیک (مانند اشعار نظامی گنجوی) به عنوان نماد و مظهر تقابل شر با خیر (در برابر بهشتسرشت) برای نشان دادن اوج سقوط اخلاقی یک انسان استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دوزخ سرشت
واژه «دوزخسرشت» یکی از ترکیبات وصفی و صفتهای مرکب زیبای ادبیات فارسی است که از ادغام دو کلمه کهن «دوزخ» (با ریشه اوستایی به معنای جهان تیره و زشت) و «سرشت» (به معنی طینت و خمیره) پدید آمده است. این کلمه به خوبی عمق خباثت، بدذاتی و آزاررسان بودن یک فرد را به تصویر میکشد، چرا که او را از نظر باطنی به سوزندگی، تاریکی و عذابآوری جهنم تشبیه میکند.
اگرچه این عبارت یک اصطلاح کاملاً فارسی و ادبی است و در متون دینی و قرآنی عیناً ذکر نشده، اما بار معنایی آن کاملاً با مفاهیم اخلاقی و اعتقادی مربوط به انسانهای ستمگر، بیماردل و شرور در ادیان آسمانی مطابقت دارد. در شعر و نثر پارسی، این واژه معمولاً در تقابل مستقیم با صفات نیکی چون «بهشتسرشت» یا «پاکنهاد» به کار میرود تا مرز میان خیر و شر مطلق را آشکار کند.
در بازیهای فکری و جدول کلمات نیز این واژه به عنوان یک پاسخ ۸ حرفی برای کنایههایی چون «بدذات»، «دارای باطن جهنمی» یا «ستمگر شدید» کاربرد دارد و لغتنامههای معتبری نظیر دهخدا سندیت و ریشه ادبی آن را در اشعار کهن تایید کردهاند.