یعنی چه
عقل الهیولانی در اصطلاح فلسفه مشاء، به اولین مرحله از مراحل چهارگانه عقل نظری در انسان گفته میشود. در این حالت، نفس و ذهن انسان کاملاً خالی از هرگونه علم، تصور و تصدیق است و تنها ویژگی آن، داشتن پتانسیل، استعداد و قابلیت مطلق برای یادگیری و پذیرش صورتهای عقلی است؛ درست مانند یک صفحه کاملاً سفید و نانوشته.
تلفظ
این عبارت به صورت ترکیب اضافه یا وصفی تلفظ میشود: «عَقْلِ هَیُولانِی» (Aql-e Hayulani) یا با الف و لام تعاریف به صورت «عَقْلُ الْهَیُولانِی» (Aql-ol-Hayulani).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «نخستین مرتبه عقل در فلسفه اسلامی»، «عقل بالقوه یا مادی» یا «استعداد محض ادراک در انسان»، عبارت ۱۲ حرفی «عقل الهیولانی» یا شکل ۱۱ حرفی آن یعنی «عقل هیولانی» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب و ترجمه آثار ابنسینا و فارابی، برای انتقال این مفهوم از واژگانی استفاده میشود که بر جنبه بالقوه بودن (Potential) یا مادیگونه و پذیرا بودن (Material) ذهن اشاره دارند.
به فارسی
برگردان و برابرهای اصطلاحی این واژه در زبان فارسی شامل تعابیری چون «عقل بالقوه»، «عقل مادی» و «قوه محض ادراک» است که نشان میدهد ذهن هنوز به فعلیت و تفکر واقعی نرسیده و صرفاً ظرفیت پذیرش دانش را دارد.
در قرآن
ترکیب و اصطلاح «عقل الهیولانی» یک مفهوم تخصصی در فلسفه مشاء و ارسطویی است و به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، مضمون آن یعنی خالی بودن انسان از دانش در بدو تولد و برخورداری از استعداد محض، در آیه ۷۸ سوره نحل بیان شده است: «وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا» (و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که هیچ نمیدانستید).
نماد چیست
این واژه نماد پتانسیل مطلق، الگوپذیری و قابلیت محض نفس انسانی است. فلاسفه آن را به یک «لوح پاک و نانوشته» (Tabula rasa) یا «آینهای بسیار شفاف اما بدون تصویر» تشبیه میکنند که خودش هیچ نقشی ندارد، اما آمادگی دارد تا هر نقشی بر روی آن ترسیم یا در آن منعکس شود.
جمعبندی و توضیح کامل عقل الهیولانی
«عقل الهیولانی» (یا عقل هیولانی) از اصطلاحات کلیدی و بنیادین در معرفتشناسی و روانشناسی فلسفه اسلامی (بهویژه حکمت مشاء ابنسینا و فارابی) است. کلمه «هیولانی» از ریشه یونانی «هیولا» به معنای ماده نخستین یا استعداد صرف گرفته شده است. این اصطلاح دقیقاً به مرحلهای از حیات انسان اشاره دارد که در آن قوه ادراک و خرد، کاملاً خام، خالی از دانش و بالقوه است و هنوز هیچ مفهوم یا صورت علمی در آن شکل نگرفته است.
در نظام فلسفی، عقل نظری انسان دارای چهار مرتبه صعودی است که حرکت انسان از جهل به سوی دانایی را ترسیم میکند. عقل الهیولانی نقطه آغازین این مسیر است؛ مرتبهای که پس از آن به ترتیب «عقل بالملکه» (آشنایی با بدیهیات)، «عقل بالفعل» (توانایی به کارگیری دانشها) و در نهایت «عقل مستفاد» (اتصال به عقل فعال و شهود حقایق) قرار دارند.
در واقع، این اصطلاح فلسفی به ما یادآور میشود که ذهن انسان در بدو پیدایش، اگرچه فاقد هرگونه تصویر و علم قبلی است، اما پتانسیلی نامحدود و آینهوار دارد که میتواند با حرکت در مسیر آموزش و تعقل، تمام حقایق جهان هستی را در خود منعکس کرده و از قوه محض به فعلیت تام برسد.