یعنی چه
این ترکیب از «ذی» (صاحب و دارنده) و «عقل» (خِرَد) ساخته شده است و به فردی اشاره دارد که از نیروی تفکر و سنجش برخوردار است و توانایی تمیز دادن نیک و بد را دارد.
تلفظ
واژه «ذی» با یای مدی و «عقل» با فتح عین و سكون قاف و لام تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند خردمند، عاقل و دانا به کار میروند و خود واژه «ذی عقل» دارای ۵ حرف است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این مفهوم در زبان انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که به ویژگی عقلانیت و هوشمندی فرد اشاره دارند.
به عربی
این ترکیب خود ریشه عربی دارد. در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم از واژگانی چون عاقل یا لبیب و در حالت جمع از «ذویالعقول» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی کلماتی همچون خردمند، دانا، باخرد و هوشیار هستند که مفهوم داشتن قوه سنجش را میرسانند.
در قرآن
ترکیب وصفی «ذی عقل» به همین شکل در متن قرآن به کار نرفته است؛ با این حال، قرآن بارها از مشتقات عقل (مانند یعقلون و تعقلون) و همچنین اصطلاحات هممعنی مانند «أُولُوا الْأَلْبَابِ» (صاحبان مغز و خرد) و «أُولُو النُّهَىٰ» برای توصیف خردمندان استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل ذی عقل
واژه «ذی عقل» یک صفت مرکب با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در متون ادبی، منطقی و فقهی کاربرد فراوانی دارد. این کلمه از دو جزو «ذی» به معنای صاحب و دارنده، و «عقل» تشکیل شده است و به طور کلی به انسان خردمند، عاقل و آگاهی اشاره دارد که توانایی درک حقایق و تمیز دادن امور را از یکدیگر داراست. در مقابل این واژه، اصطلاحاتی چون بیعقل یا غیرِ ذیعقل قرار میگیرد که در متون تخصصی برای اشیاء یا حیوانات استفاده میشود.
اگرچه خود این ترکیب به صورت دقیق در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما مفهوم تعقل و تکریم صاحبان اندیشه یکی از محوریترین مباحث قرآنی است که با عباراتی نظیر اولواالالباب بیان شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات نیز مفاهیمی چون کتاب، نور و حتی پرندگانی مانند جغد به عنوان نمادهای بصری و دانشیِ مرتبط با عقلانیت و ذیعقل بودن شناخته میشوند.