یعنی چه
شکست در زبان فارسی چند معنای اصلی دارد؛ نخست به معنی باختن، مغلوب شدن و عدم موفقیت در یک نبرد، مسابقه یا هدف زندگی است. دوم به مفهوم فیزیکی جدا شدن اجزای یک جسم سخت در اثر ضربه (شکستگی) و یا تغییر مسیر موج مانند شکست نور (انکسار) و گسیختگی زمین (گسل) به کار میرود.
مترادف
این واژهها در متون ادبی، نظامی و علمی به عنوان هممعنی شکست استفاده میشوند.
متضاد
این کلمات در مفاهیم معنوی، فیزیکی و رقابتی، نقطه مقابل شکست قرار دارند.
جمله سازی
تلفظ
واژه شکست در زبان فارسی به صورت [šekast] تلفظ میشود که شین دارای کسره و کاف دارای فتحه است و حروف سین و تاء ساکن هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه شکست دقیقاً ۴ حرف دارد و بسته به راهنمای جدول، معادلهای آن نظیر باخت یا هزیمت نیز به کار میروند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای شکست وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی برای ابعاد مختلف این کلمه، واژگان دقیقی وجود دارد.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی میان شکست فیزیکی و شکست روحی یا نظامی تفکیک قائل میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شکست
واژه «شکست» یک کلمه اصیل و ریشهدار پارسی است که از زبان پهلوی و بن «شکستن» به یادگار مانده است. این کلمه در طول تاریخ ابعاد معنایی بسیار گستردهای به خود گرفته است؛ از مفاهیم مادی و عینی مانند خرد شدن اجسام سخت، گسلهای زمینشناسی و انکسار نور در فیزیک گرفته تا مفاهیم انتزاعی و انسانی نظیر باخت در جنگها و رقابتها یا عدم موفقیت در مسیر اهداف زندگی.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما، شکست همیشه بار منفی ندارد؛ چنانکه مفهوم «دلشکستگی» نمادی از فروتنی، خضوع و تقرب به پروردگار به شمار میرود. در نگاه روانشناسی مدرن نیز شکست دیگر نقطه پایان محسوب نمیشود، بلکه به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری، کسب تجربه و پلی استوار برای رسیدن به پیروزیهای پایدارتر شناخته میشود.