یعنی چه
واژه «یُفْسِد» به معنای تباه کردن، ویران ساختن یا خارج کردن یک امر (خواه مادی و خواه معنوی مانند اخلاق و جامعه) از حالت اعتدال و سلامت است.
تلفظ
این واژه در اصلِ عربی به صورت یُفْسِدُ (با ضمه یاء و سکون فاء) تلفظ میشود و در متون فارسی نیز به همین شکل یا به تخفیف یَفْسِد خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه ۴ حرفی است و معمولاً با راهنماهایی چون «فاسد میکند» یا «تباه میسازد» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، افعالی که مفهوم تخریب، تباهی اخلاقی یا آسیب رساندن به ساختار صحیح چیزی را برسانند به عنوان معادل استفاده میشوند.
به عربی
این واژه خود اصالتاً فعل مضارع از باب افعال در زبان عربی است و با کلماتی مانند یخرب هممعنی بوده و دقیقاً ضد کلمه «یُصْلِحُ» قرار دارد.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به ساختار فعلی زبان فارسی «خراب میکند»، «تباه میسازد» یا «آلوده و منحرف میکند» است که در متون کهن ادبی رواج دارد.
در قرآن
این فعل و مشتقاتش بارها در قرآن به کار رفتهاند؛ مانند آیه ۳۰ سوره بقره که فرشتگان درباره خلقت انسان میپرسند: «مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِکُ الدِّمَاءَ» (کسی که در زمین فساد میکند و خونها میریزد)؛ این مفهوم معمولاً در مقابل «اصلاح» و به نظم درآوردن جامعه قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل یفسد
کلمه «یُفْسِد» یک فعل مضارع عربی است که از ریشه سه حرفی «ف س د» و از باب افعال ساخته شده و به دایره لغات معارف، ادبیات و متون کهن فارسی وارد شده است. این واژه در لغت به معنای خراب کردن، تباه ساختن، از بین بردن سلامت یا خروج از حالت اعتدال است و کارکرد اصلی آن توصیف کنشی است که نظم طبیعی، اخلاقی یا اجتماعی را برهم میزند.
در کاربردهای قرآنی و دینی، این کلمه بار معنایی عمیقی دارد و اغلب برای توصیف اقدامات کسانی به کار میرود که به جای آبادانی و برقراری عدالت، دست به تخریب و ستم میزنند. نقطه مقابل این کلمه فعل «یُصْلِحُ» (اصلاح میکند) است که بر آبادگری و بهبود امور دلالت دارد.