یعنی چه
گمراه شدن در لغت به معنای از دست دادن مسیر، بیراه شدن و سرگردانی است. این واژه در مفهوم عام به معنای دچار خطا و اشتباه در باورها، اعتقادات یا رفتارهاست که فرد را از حقیقت و مقصد اصلی دور میکند.
تلفظ
این عبارت از ترکیب صفت مرکب «گُمراه» (با ضمه گاف و سکون میم) و فعل ربطی «شدن» (با ضمه شین) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «گمراه شدن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی است. همچنین واژههای مترادفی چون ضلالت، غوایت یا انحراف نیز بنا بر تعداد حروف خواسته شده کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین اصطلاح برای این مفهوم 'go astray' یا 'stray' است که دقیقاً معنای از دست دادن مسیر یا خارج شدن از راه درست را افاده میکند.
به عربی
در زبان عربی و متون قرآنی، ریشه اصلی این مفهوم «ض ل ل» (مانند فعل ضلَّ و واژه ضلالین) و همچنین «غواية» است که به معنای دوری از هدایت و حق است.
به فارسی
عبارت «گمراه شدن» یک مصدر مرکب فارسی است. ریشه آن از ترکیب «گم» (در پهلوی gumeāg به معنی ناپدید یا مفقود) و «راه» (در پهلوی rāh) ساخته شده که در اصل به معنای «از دست دادن راه مادی» بوده و سپس معنای مجازی انحراف فکری و عقیدتی یافته است. متضادهای آن در فارسی شامل هدایت شدن، راهیافتن و رستگار شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل گمراه شدن
عبارت «گمراه شدن» یک مصدر مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب دو واژه «گم» (به معنی ناپدید و مفقود) و «راه» به همراه فعل «شدن» پدید آمده است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای بیرون رفتن از راه راست، بیراه شدن، دچار انحراف فکری یا عملی گشتن و سرگردانی تعبیر شده است. متضاد مستقیم این مفهوم، هدایت شدن و راهیافتن است.
در فرهنگ دینی و متون قرآنی، این مفهوم با واژگانی نظیر «ضلالت» و «غوایت» همارز است و به دوری از مسیر حق و هدایت الهی اشاره دارد؛ کما اینکه در آیه پایانی سوره حمد از «ضالّین» (گمراهان) یاد شده است. در ادبیات تمثیلی نیز گمراهی را غالباً به تاریکی در برابر نور، بیابان بینشانه (تیه)، یا گوسفند دورافتاده از گله تشبیه میکنند که راه مقصد را گم کرده است.