تلفظ
عبارت «پنجه برتافتن» در زبان فارسی با فتح پ و جیم سکون نون، و فتح ب و سکون ر در بخش دوم تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان کنایه از غلبه کردن و ستمگری به کار میرود و دقیقاً ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
در بافتار زبان انگلیسی، بسته به موقعیت متن میتوان از افعالی که نشاندهنده چیرگی فیزیکی یا ظلم هستند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که به مفهوم چیرگی ظالمانه و تسلط اجباری اشاره دارند، نزدیکترین معادلها برای این اصطلاح هستند.
به فارسی
معنی لغوی آن پیچاندن و خم کردن دست یا پنجهٔ دیگری است؛ اما در مفهوم کنایی به معنای زورگویی، تعدی، غلبه بر ناتوان و زیر بار نرفتن است.
نماد چیست
این عبارت کنایی در ادبیات فارسی به عنوان نمادی از درندگی، سلطهجویی خشن و تصویر دست یا پنجهٔ ظالم برای سرکوب دیگران شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پنجه برتافتن
اصطلاح کنایی و ادبی «پنجه برتافتن» یک ترکیب کاملاً اصیل و پارسی است که از دو بخش «پنجه» (برگرفته از عدد پنج) و «برتافتن» (به معنی پیچاندن، گرداندن و مقابله کردن) تشکیل شده است. این عبارت در حقیقت تصویر فیزیکی مچ انداختن یا پیچاندن دست رقیب را به ذهن متبادر میکند، اما در ادبیات کلاسیک به عنوان کنایهای بلیغ برای زورگویی، تعدی و سلطه بر افراد ضعیف به کار میرود.
نمونه برجسته کاربرد این اصطلاح را میتوان در آثار شیخ اجل، سعدی شیرازی مشاهده کرد؛ آنجا که در بوستان در توصیف مرزبانی ستمگر میگوید: «به سرپنجهگی، پنجه برتافتی» که دقیقاً به معنای ستم کردن و مچ خواباندن ناتوانان با اتکا به قدرت خویش است. این عبارت کاملاً صبغه ادبی داشته و در متون دینی مانند قرآن کریم کاربرد مستقیمی ندارد.