یعنی چه
«غار» در معنای رایج به حفره، شکاف یا فضای بزرگ و طبیعی در دل کوه یا زمین گفته میشود که معمولاً به شکل تونل یا اتاقک سنگی است و به عنوان پناهگاه انسان یا جانوران کاربرد دارد. در معنای قدیمی و گیاهی نیز به نام درختی خوشبو با برگهای دراز اشاره دارد که امروزه به نام «برگ بو» یا شجرالغار شناخته میشود و در طب سنتی و عطرسازی کاربرد دارد.
مترادف
واژههای فوق در متون کهن، ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی کلمه غار به کار میروند.
هم خانواده
واژههای مغاره، مغار و غارات از ریشه عربی آن هستند و کلمات غارنشین و ترکیب اصطلاحی یار غار (به معنی دوست بسیار نزدیک و وفادار) در فارسی از آن مشتق شدهاند.
ریشه
واژه غار به معنای حفره کوه، یک وامواژه از زبان عربی است که از ریشه ثلاثی مجرد «غ و ر» به معنی فرو رفتن و عمیق شدن گرفته شده است. این واژه سپس از فارسی به زبانهای دیگری مانند اردو نیز وارد شده است. در زبان پهلوی و فارسی باستان برای این مفهوم از واژههایی مانند «شِکَفت» استفاده میشده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به پرسشهایی چون «حفره کوه» یا «پناهگاه طبیعی» واژه سه حرفی «غار» مد نظر است.
به انگلیسی
واژه Cave رایجترین معادل برای غار است، در حالی که Cavern برای غارهای بسیار بزرگ و تالارمانند و Grotto برای غارهای کوچک و زیبای طبیعی یا مصنوعی به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خود واژه غار، از کلمات کهف و مغارة نیز برای توصیف این مفهوم استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به غار از واژه Mağara استفاده میشود که خود ریشه در واژه عربی مغاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل غار
واژه «غار» در اصل ریشهای عربی دارد و به معنای حفره یا شکافی طبیعی و بزرگ در دل کوه یا زمین است که از دیرباز به عنوان پناهگاهی امن برای انسانها و جانوران شناخته میشده است. این کلمه در زبان فارسی جایگاه ویژهای یافته و علاوه بر کاربرد جغرافیایی، در ادبیات گیاهی قدیم به معنی درخت خوشبوی «برگ بو» نیز به کار میرفته است.
این واژه از نظر فرهنگی، مذهبی و نشانهشناسی اهمیت بسیار بالایی دارد. در تاریخ اسلام، غار حرا محل نزول نخستین آیات الهی به پیامبر اکرم (ص) و غار ثور پناهگاه ایشان در جریان هجرت بوده که در آیه ۴۰ سوره توبه نیز صراحتاً به آن اشاره شده است. همچنین در اسطورهشناسی و روانشناسی تحلیلی (مانند دیدگاههای یونگ)، غار نمادی از ناخودآگاه انسان، درونگرایی، اعتکاف، خلوتگزینی و نوزایی معنوی به شمار میرود.