یعنی چه
محجوبة صفت مفعولی مؤنث از ریشه حجب است و در لغت به معنای زن یا شیء پوشانده شده، مخفی و بازداشتهشده از دیده شدن است. در کاربرد عام، به زنی باحجاب، عفیف و پردهنشین اشاره دارد که از اختلاط دور است.
تلفظ
این واژه به صورت مَحْجُوبَه تلفظ میشود؛ واژهای عربی با تنوین یا تاء تانیث در آخر که در فارسی هاء بیان حرکت گرفته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند مستوره، باحجاب، پوشیده و عفیفه به عنوان هممعنی آن کاربرد دارند.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی بسته به اینکه به انسان (زن باحجاب) یا شیء اشاره دارد از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است. شکل جمع مذکر آن (محجوبون) در قرآن کریم (آیه ۱۵ سوره مطففین) به کار رفته که به معنی محروم و در حجاب ماندگان از رحمت الهی است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی آن کلماتی چون پوشیده، پردهنشین، مستوره و عفیفه هستند. همچنین در متون کهن مادی، گاهی به معنای کلون یا چوب پشت در نیز به کار میرفته است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی، محجوبة نماد پاکدامنی، وقار و کرامت انسانی زن است. در ادبیات عرفانی نیز به حقیقتی ناب و غیبی اشاره دارد که پشت پرده اسرار از دید نامحرمانِ حقیقت پنهان مانده است.
جمعبندی و توضیح کامل محجوبة
واژه «محجوبة» صفت مفعولی مؤنث از ریشه عربی «ح ج ب» است که به معنای پوشاندن، منع کردن و حایل شدن میان دو چیز است. این کلمه در زبان و ادبیات به معنای زنی است که دارای پوشش، حجاب و پردهنشینی است و با صفاتی چون حیا، وقار، عفت و دور بودن از آشکارگی مفرط شناخته میشود.
اگرچه خود این واژه به صورت مفرد مؤنث در قرآن نیامده، اما ریشه آن بارها استفاده شده و شکل جمع آن یعنی «محجوبون» در سوره مطففین برای توصیف کسانی که از رحمت پروردگار محروم و در حجاب هستند، به کار رفته است. در ادبیات و عرفان فارسی نیز این واژه علاوه بر ابعاد ظاهری، باری معنایی و نمادین دارد و اشاره به حقایق مستور و پنهان از چشم اغیار دارد.