یعنی چه
این عبارت فعلی دو کاربرد اصلی دارد: یکی پدیدار شدن ناگهانی یک وضعیت، عارضه یا بیماری بر انسان (مانند عارض شدن تب) و دیگری در اصطلاح حقوقی و قدیمی به معنای تظلم، گله بردن و شکایت کردن به نزد حاکم یا قاضی.
تفط
تلفظ این واژه بر اساس واجهای فارسی به صورت «عارِض» (با کسر راء) همراه با فعل معین «شدن» در زمان گذشته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر نشانهای برای رخ دادن پدیده یا شکایت حقوقی با تعداد حروف مشخص خواستند، این واژهها بیشترین کاربرد را دارند.
به انگلیسی
بسته به متن، برای توصیف بیماری و اتفاق از افعال پدیدار شدن و برای متون قضایی از اصطلاحات اقامه دعوی استفاده میشود.
به عربی
ریشه این کلمه عربی (ع ر ض) است و در زبان مبدأ نیز دقیقاً همین طیف از معانی آشکار شدن و پیش آمدن را پوشش میدهد.
به فارسی
برگردانهای اصیل و روان فارسی این ترکیب شامل افعالی چون «بروز کرد»، «نمایان شد» و در متون کهن «قصه به قاضی برد» است.
نماد چیست
در فلسفه و منطق، «عَرَض» در مقابل جوهر، نماد ویژگیهای بیرونی و غیرذاتی است که بر چیزی وارد میشود و پایدار نیست. در قرآن (آیه ۲۴ سوره احقاف) کلمه عارض به ابرِ گسترده در افق اشاره دارد که ابتدا مایه امید اما در واقع حامل تقدیر و دگرگونی بود. در ادبیات عاشقانه نیز «عارض» مجازاً به معنای گونه و رخسار زیبا به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عارض شد
عبارت «عارض شد» یک ترکیب فعلی عربی-فارسی است که از ریشه لغوی «ع ر ض» گرفته شده است. این واژه در زبان فارسی سیر تحول جالبی داشته و دو قلمرو معنایی کاملاً مجزا را پوشش میدهد؛ در وهله اول برای بیان پدیدار شدن ناگهانی یک وضعیت جسمی یا روحی مانند بیماری، تب یا سستی به کار میرود و نشاندهنده فرود آمدن یک حالت غیرذاتی بر انسان است.
در قلمرو دوم که بیشتر صبغه تاریخی و حقوقی دارد، عارض شدن به معنای شکایت بردن به مراجع قضایی، تظلمخواهی و بیان شرح حال به حاکم زمانه است؛ به طوری که فرد شاکی را «عارض» و متن شکایت را «عریضه» مینامیدند. فهم دقیق این کلمه نیازمند توجه به سیاق متنِ مورد نظر است.