یعنی چه
در منطق و فلسفه اسلامی، عدم و ملکه یکی از اقسام تقابل است. «ملکه» به معنی دارا بودن یک صفت وجودی پایدار در یک موضوع است و «عدم ملکه» یعنی نبودِ همان صفت در جایی که استعداد و شأنیت داشتن آن را دارد؛ مانند کوری و بینایی برای انسان.
تلفظ
این اصطلاح به صورت «عَدَم و مَلَکَه» تلفظ میشود که هر دو واژه ریشه عربی دارند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات منطقی، پاسخ این اصطلاح فلسفی به عنوان نوعی تقابل نابرابر، دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در فلسفه غرب و منطق ارسطویی، برای تبیین این مفهوم از واژگانی نظیر Privation به معنای فقدان صفتِ متوقع استفاده میشود.
به فارسی
معادل فارسی روان آن «واجدیت و فاقدیت با شرط قابلیت موضوع» یا «تقابلِ دارایی و نداری در امرِ شایسته» است؛ یعنی موجود برای نداشتن آن صفت ملامت یا توصیف شود.
نماد چیست
در منطق سنتی، نماد مفهومی آن «چشم بینا در برابر چشم نابینا» است. در منطق جدید نیز با فرض شرطِ برقرار بودن موضوع، آن را به صورت مثبت و منفی یک گزاره نشان میدهند که نشاندهنده یک تقابل نابرابر (asymmetrical opposition) است.
جمعبندی و توضیح کامل عدم و ملکه
اصطلاح «عدم و مَلَکه» یکی از مباحث پایهای و کلیدی در منطق و فلسفه اسلامی است که به بررسی نوع خاصی از تقابل میان دو مفهوم میپردازد. در این دیدگاه، صفت وجودیِ پایداری که یک موجود استعدادِ داشتن آن را دارد «ملکه» نامیده میشود و نبودِ آن صفت در همان موجودِ مستعد، «عدم ملکه» نام دارد. تفاوت اصلی این تقابل با تقابل تناقض در این است که در عدم و ملکه، حتماً باید قابلیت و شأنیتِ پذیرش صفت در موضوع وجود داشته باشد.
به عنوان مثال، صفتِ «کوری» عدمِ ملکه است زیرا تنها به موجودی اطلاق میشود که شأنیت و استعدادِ بینا بودن را داشته باشد (مانند انسان یا حیوان). بنابراین، هیچگاه به یک دیوار یا سنگ «کور» گفته نمیشود، چرا که اصلاً قابلیت بینایی ندارند. در قرآن کریم نیز اگرچه خود این اصطلاح فلسفی به صورت لفظی نیامده، اما مصادیق مفهومی آن مانند تقابل «بینا و نابینا» (الأعمی والبصیر) یا «زنده و مرده» به کرات برای هدایت و تبیین نقایص استفاده شده است.